Skip to main content

عقل و فلسفه از نظرگاه عطار

صفحه:
از 20 تا 26 (7 صفحه)
20 کیهان فرهنگی , فروردين و ارديبهشت 1374 - شماره 120


21 کیهان فرهنگی , فروردين و ارديبهشت 1374 - شماره 120


22 کیهان فرهنگی , فروردين و ارديبهشت 1374 - شماره 120


23 کیهان فرهنگی , فروردين و ارديبهشت 1374 - شماره 120

(بـه تصویر صفحه مراجعه شود) غزلی از عطار به خط داوود دوازده امامی‌ سیمرغ‌ یا‌ جـبرئیلی کـه خود نمایندهء عالم غیب و ماوراء طـبیعت است دیدار کنند.بـه یـاد بیاوریم که مرغان‌ «رسالة الطـیر»ابـن سینا که عطار در طرح اندازی‌ «منطق الطیر»به آن‌ نیز‌ نظر‌ داشته اسـت،پس از آنـکه‌ در‌ کوه‌ نهم به دیدار مـلک نـایل مـی‌شوند،از او می‌خواهند تا بـند از پای ایـشان بردارد تا در حضرت مـلک بـه خدمت‌‌ بنشینند‌،اما‌ ملک پاسخ می‌دهد«که بند از پای شما‌ کسی‌ گشاید که بسته اسـت،و مـن رسولی به شما می‌فرستم تا ایـشان را الزام کـند تا بـندها از پای شـما‌ بـردارد‌...از‌ پیش ملک باز گـشتیم و اکنون در راهیم با رسول ملک‌ می‌آییم».(35)همراهی این رسول ملک یا جبرئیل با مرغان از نـظر عـطار می‌بایست به گشوده‌ شدن همان‌ نـیروی‌ بـصیرتی‌ تـأویل شـده بـاشد که هنگام‌ بـازگشت مـرغان از پیش ملک با‌ آنان‌ همراه شده است.و در واقع همان عقل مستفاد فلسفهء مشایی است که بـا داشـتن آن شـخص‌ می‌تواند‌ صور‌ معقولات را از جبرئیل‌ یا عقل دهـم بـه طـور مـستقیم دریـافت کـند‌.(36‌)و به‌‌ عبارت دیگر،با ما بعد الطبیعه ارتباط برقرار کند.وصول‌ به این درجه از‌ صفای‌ روحی‌ که گشایش چشم بصیرت‌ در درون است مشروط به آن است که نفس نـاطقهء‌ انسانی‌ قوای نفسانی را از خشم و شهوت و صفات مذموم ناشی از آنها مقهور کند‌؛یعنی‌ همان‌ کاری که‌ عین القضاة هم برای گشایش چشم بصیرت.(37)و غزالی برای گشوده شدن‌ روزن‌ دل به عالم مـلکوت‌ سـفارش می‌کند.(38)و سفر حماسی مرغان‌ «منطق الطیر»نیز‌ جهادی‌ با‌ نفس است تا سرانجام این‌ صفای روحی در تصویر دیدار با سیمرغ تحقق می‌یابد.

اگر‌«منطق‌ الطیر»داستان سفر مرغان گـرفتار در دامـ‌ «رسالة الطیر»را،با گشودن‌ بندهای‌ دام‌ و سفر به سوی‌ ملک بسط می‌دهد،«مصیبت‌نامه»تفصیل بازگشت‌ یکی از مرغان«رسالة الطیر»از‌ پیش‌ ملک‌ است کـه خـود نمایندهء سفر بازگشت همهء مـرغان اسـت؛مرغی که به‌‌ سبب‌ تحقق قوهء«بصیرت»در خویش تولد دیگری یافته‌ است و با نام جدید«سالک فکرت»سفر بازگشت‌ را‌ آغاز می‌کند.سفر سالک فـکرت درسـت از همانجا آغاز می‌شود کـه سـفر‌ مرغان‌«منطق الطیر»پایان یافته است، یعنی از‌ نزد‌ سیمرغ‌ یا چنان که اشاره کردیم از نزد‌ جبرئیل‌.درست مثل مرغان«رسالة الطیر»ابن سینا. بنا بر این«مصیبت نامه»همان‌ طـور‌ کـه عطار خود در «مختار‌ نامه‌»یاد کرده‌ است‌ و نیز‌ حدس قریب به یقین‌ مصحح«مختار‌ نامه‌»(39)به دلیلی که در بالا ذکر کردیم‌ نیز بی‌تردید از نظر‌ تاریخی‌ بعد از منطق الطیر سروده شـده‌ و از نـظر نظم مـنطقی‌ موضوع‌ دنبالهء آن است، چنان که‌«الهی‌ نامه»و«اسرار نامه»نیز باید مقدم بر آن‌ دو و مربوط به مـرحلهء قبل‌ از‌ سفر طریقت،یعنی مرحلهء شریعت‌ باشد‌.

باری‌ چنان که گـفتیم‌«سـالک‌ فـکرت»قهرمان کتاب‌ «مصیبت‌ نامه‌»است که نمایندهء هر یک از سی مرغی‌ است که در«منطق الطیر دیدار‌ بـا‌ ‌ ‌سـیمرغ را تجربه‌ می‌کند.«مصیبت نامه‌»داستان‌ سفر بازگشت‌ هر‌ یک‌ از آنها تواند بود‌.سـالک سـیر خـود را از عالم علوی،نخست‌ از جبرئیل شروع می‌کند و پس از گذر‌ از‌ مراتب چهل‌ گانهء عالم غیب و عالم‌ علوی‌ و مـراتب‌ پیامبران‌،مراتب‌‌ نفس را طی‌ می‌کند‌.کوشش و تلاش خستگی‌ناپذیر سالک فکر،کوششی محسوس و واقـع در بعد زمان و مکان نـیست،بـلکه سیر و تکامل‌ فکر‌ است‌.اما این فکر، فکر عقلی نیست بلکه‌ فکر‌ قلبی‌ است‌ که‌ همان‌ طور که‌ گفتیم مفهوم دیگری از همان نیروی بصیرت برتر از عقل است که به قول عـین القضاة می‌تواند حقایق عالم‌ ازلی را دریابد و به کمک همین‌ نیروست که مرغان‌ رسیده به سیمرغ پس از این تجربه هر یک سالک‌ فکرت می‌شوند و فهمی وحی گونه پیدا می‌کنند.عطار ضمن حکایتی به ایـن نـکته اشاره می‌کند:

«کرد حیدر‌ را‌ حذیفه این سؤال‌ گفت ای شیر حق و فحل رجال

هیچ وحیی هست حق را در جهان‌ در درون بیرون قرآن این زمان

گفت وحیی نیست جز قرآن ولیک‌ دوستان‌ را‌ داد فهمی نـیک نـیک

تا بدان فهمی که همچون وحی خاست‌ در کلام او سخن گویند راست

فکرت قلبی که سالک آمده است‌‌ زبدهء‌ کل ممالک آمده است

ز ابتدا‌ تا‌ انتهای کار او می بگویم فـهم کـن اسرار او...».

(40)

این فکرت قلبی ناشی از عقل و وهم که آلات ادراک‌ متکی به عالم محسوسات‌اند‌،و از‌ نقل و علوم کسبی‌ پرورش‌ می‌یابند‌،نیست؛بلکه از دل پدید می‌آید و غیبی است و از آن سالکان طریقت است.چنین فـکری‌ کـه سـالک حقیقی طریقت است از ذکر مـستفاد مـی‌شود نـه از علم و منطق:

«راهرو را‌ سالک‌ ره فکر اوست‌ فکرتی کان مستفاد از ذکر اوست

ذکر باید گفت تا فکر آورد صد هزاران معنی بکر آورد

فـکرتی کـز وهـم و عقل آید پدید آن نه غیب است‌ آن‌ ز نـقل آیـد‌ پدید

فکرت عقلی بود کفار را فکرت قلبی است مرد کار را

سالک فکرت که در کار‌ آمده است‌ نه ز عقل از دل پدیـدار آمـده اسـت

اهل دل‌ را‌ ذوق‌ و فهمی دیگر است‌ کان ز فهم هر دو عالم بـرتر است»(41)

چنان که دیده می‌شود این فکری ‌‌که‌ از ذکر حاصل‌ می‌گردد و صد هزار معنی بکر می‌آورد و در مقابل فـکر نـاشی‌ از‌ وهـم‌ و عقل قرار می‌گیرد و غیبی است و از این‌ عالم نیست،از آن اهل ذوق و عارفان اسـت‌.و هـمان‌ فکری است که راه به علم و معرفتی در ورای این جهان‌ می‌برد‌ و همان«بصیرت»عین القضاة‌ همدانی‌ است کـه‌ وسـیلهء دریـافت معرفتی می‌شود که جنید بغدادی‌ (وفات:297 هـ)می‌گوید ما آن را از قیل و قال‌ نـیافته‌ایم،بـلکه از جـوع و ترک دنیا یافته‌ایم و قطع‌ مألوفات و مستحسنات.(42)معرفتی‌ از این دست، چیزی است نظیر وحی و الهـام کـه مـولوی می‌گوید صوفیان از بهر روپوش عامه آن را وحی دل خوانده‌اند. مولوی ضمن حکایتی نقل می‌کند که ابو یـزید بـسطامی بوی‌ خوشی‌ از جانب خرقان می‌شنود و پیش‌بینی می‌کند که در آنجا ابو الحسن خرقانی

24 کیهان فرهنگی , فروردين و ارديبهشت 1374 - شماره 120


25 کیهان فرهنگی , فروردين و ارديبهشت 1374 - شماره 120


26 کیهان فرهنگی , فروردين و ارديبهشت 1374 - شماره 120