Skip to main content
فهرست مقالات

مدرنیته و تناقضهای نظریه انتقادی

نویسنده:

مترجم:

(28 صفحه - از 351 تا 378)

کلید واژه های ماشینی : عقل، مدرنیته، اخلاق، عقلانی‌شدن، عقلانیت، اجتماعی، هابرماس، نظریه انتقادی، فرآیندهای عقلانی‌شدن اجتماعی، فرآیند

خلاصه ماشینی:

"»13 گرچه طی این دوره تفاوتهایی بین مارکوزه، در یک طرف، و هورکهایمر و آدورنو، در طرف دیگر، درباره ناسیونال سوسیالیسم وجود دارد14 اما می‌توان مدل جامعه‌شناسی زیر را ترسیم کرد که به نظریه‌پردازان مکتب فرانکفورت اجازه می‌داد با نظر وبر مبنی بر «قفس آهنین» نامیدن مدرنیته همداستان باشند: 1) سرمایه‌داری لیبرال و رقابت مبتنی بر بازار آزاد به دولت لیبرال و خانواده پدرسالار بورژوایی و تیپ شخصیت طغیانگر یا فراخود (superego) قوی وابسته است؛ 2)سرمایه‌داری دولتی (آدورنو و هورکهایمر) یا سرمایه‌داری انحصاری (مارکوزه) به دولت فاشیستی و خانواده ابزاری اقتدارطلب و تیپ شخصیت اقتدارطلب وابسته است، این پدیده اقتصادی، به، دموکراسیهای توده‌ای، ناپدیدشدن خانواده بورژوایی، تیپ شخصیت فرمانبردار و «ماشینی شدن» فراخود نیز وابسته است. توازی ساختاری بین این دو داعیه باید جدی گرفته شود: هابرماس به منظور اثبات اینکه بحران انگیزش می‌تواند طوری رخ دهد که مسبب بحران مشروعیت شود، مجبور است ادعا کند که بر طبق بقایای ایدئولوژیهای بورژوایی، فقط به قیمت قهقرای روانشناختی می‌توان به افول خصوصی‌گرایی حرفه‌ای، خانوادگی و مدنی خاتمه داد؛ اما، می‌پذیرد که این ایدئولوژیها چنان شی‌ءواره گشته‌اند که شاید الگوهای نوینی از شکل‌گیری هویت فردی و جمعی پدید آید که قدرت را از حقیقت، اقتدار را از اعتقاد به مشروعیت آن و ارزش اجتماعی را از معنا، جدا سازد. و این به سومین تناقض نظریه انتقادی می‌انجامد: شرایط نظری تحقق کامل مدرنیته هرقدر بیشتر به شکل نظریه‌ای تکاملی درباره عقلانیت استدلالی تدوین شود، چشم‌انداز جامعه رهایی‌یافته نیز دورتر می‌شود، زیرا ساختار غیرواقع عقلانیت استدلالی بیانگر آرمانی رهایی‌بخش است که نمی‌تواند عمل رهایی‌بخش را هدایت کند، چون به تاریخ زندگی واقعی و عینی هیچیک از سوژه‌های اجتماعی تعلق ندارد، بلکه متعلق به توان تکاملی نوع‌بشر، در کل، است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.