Skip to main content
فهرست مقالات

نسبت مفهوم جسمانیت به خدا و نگاه اسپینوزا به آن

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (26 صفحه - از 1 تا 26)

کلید واژه های ماشینی : خدا، جسم، اسپینوزا، جسمانیت، نسبت مفهوم جسمانیت به خدا، صفت، جوهر، اخلاق، خداوند، صفت خدا

مفاهیم مختلفی که از خدا در طول تاریخ در ذهن انسانها پدید آمده است، بیشتر برخواسته از صفات خداوند است که بوجهی بیانگر ذات سرمدی اوست.یکی از عجیب‌ترین نسبت‌ها که به خداوند داده شده است نسبت جسمانیت است.همه کسانی که این نسبت را به خدا داده‌اند انگیزه واحد و یکسانی نداشته‌اند و علاوه بر آن عمق باورشان درباره خداوند نیز یکسان نبوده است.در این مقاله نخست تاریخچه‌ای از پیدایش مفهوم خدا و صورت‌های گوناگون آن به تصویر کشیده شده است.بگونه‌ای که ضمنا تحول مثبت در معرفت انسان از خدا را نیز ترسیم می‌کند.سپس به بررسی این تصویر خاص از خدا در نزد مسلمانان می‌پردازد تا نشان دهد که با وجود باورهایی اینچنین در میان ایشان-که جریانهایی در حاشیه تلقی می‌شوند-در میان اندیشمندان بنام و بزرگ مسلمان هیچگاه، حتی گمان چنین اندیشه‌ای هم به خدا نرفته است.

خلاصه ماشینی:

"این سوال می‌تواند یک سوال اساسی تلقی شود که چرا اندیشمندانی نظیر اسپینوزا، که به صلابت فکر و اندیشه اشتهار دارند، با وجود اینهمه آثاری که بر جسمانیت جسم بار است، از جمله کون و فساد، مع ذلک دخول آن را در ساحت ربوبی پروردگار جایز دانسته‌اند؟و طبیعی است که شأن و مرتبه آن فیلسوف بزرگ ذهن سؤال‌کننده رابه این سمت سوق دهد که شاید او از جسمانیت چیز دیگری را اراده می‌کرده است، و اگر معنای مصطلح در میان مردمان را نیز اراده کرده باشد-که چنین است-باز هم مهم‌تر از این سؤال، دغدغه‌ای است که فیلسوفان را به بررسی نسبت جسم با خدا، دل مشغول می‌سازد. او می‌گوید:کسانی هستند که خیال می‌کنند خدا، مانند انسان، از تن و نفس ترکیب یافته و دستخوش انفعالات است، اما از آنچه قبلا مبرهن شده است کاملا واضح است که اینان تا چه اندازه از شناخت راستین خدا دورند، اما من از این‌ها در می‌گذرم، زیرا کسانی که به نحوی درباره طبیعت الهی اندیشیده‌اند، جسمانیت خدا را انکار کرده‌اند و عدم امکان جسمانیت او را به خوبی با این دلیل به اثبات رسانده‌اند که مقصود ما از جسم مقداری است معین که طول و عرض و عمق و شکل خاصی دارد و نسبت آن به خدا که موجودی است مطلقا نامتناهی، بسیار نامعقول است. همانجا نقد نظر اسپینوزا اما اگر آنچه اسپینوزا می‌گوید درست باشد، یعنی وضع یک اصل موضوع با محتوای تجزیه‌پذیری جسم و آنگاه این نتیجه که جسم متناهی است، مگر نه این است که خود نیز چنین کرده است؟زیرا این غفلت را می‌توان به او نسبت داد که محل نزاع تناهی یا عدم تناهی ابعاد نبوده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.