Skip to main content
فهرست مقالات

عوامل شاعرانگی در داستان های بیژن نجدی

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (14 صفحه - از 115 تا 128)

کلیدواژه ها :

داستان‌نویسی ،داستان معاصر ایران ،داستان شاعرانه ،بیژن نجدی

کلید واژه های ماشینی : داستان، یوزپلنگان، شعر، بیژن نجدی، عواطف، داستان‌های شاعرانه، تخیل، عناصر، موسیقی، عناصر شاعرانه در داستان‌های

بیژن نجدی(1320-1376)از نویسندگانی است که از عناصر شاعرانه در داستان‌های خود استفاده می‌کرد، به حدی که داستان‌های او را می‌توان داستان‌های شاعرانه دانست.معمولا تلاش در زمینه درآمیختن شعر و داستان موفق نبوده ولی در این مورد بجا افتاده است.استفاده نجدی از عناصر شاعرانه سنجیده است و به خوبی توازن آن با عناصر داستان حفظ شده است. منتقدان عناصر شعر را در چهار گروه عمده دسته‌بندی کرده‌اند که عبارتند از:1-عاطفه 2-تخیل 3-زبان و اسلوب بیان 4-موسیقی.از بین این چهار عنصر موسیقی به دلیل این که جنبه شعری آن بیشتر است و نجدی هم چندان در پی استفاده از آن در داستان‌هایش نیست، کنار گذاشته شده و سه عنصر اولیه در داستان‌های نجدی مورد بررسی قرار گرفته است.

خلاصه ماشینی:

"گاهی تنها ترکبیات خاصی که بنای آن‌ها بیشتر بر تشبیه است به کار می‌گیرد مثل:آسمان پارچه‌ای(چتر)(یوزپلنگان، 14) سقفی با گچ‌بری‌های آب، اتاق‌هایی با دیوارهای آب(یوزپلنگان، 31)ترحم بهت‌زده(یوزپلنگان، 44)تختخواب سرطان(یوزپلنگان، 51)دست‌های جن‌زده(یوزپلنگان، 63) نحو:در محدوده ترکیب جملات و جمله‌بندی نویسنده از تنوع بیشتری استفاده می‌کند: ماچش را چسباند به یارو(دوباره، 51)از روی چمباتمه‌اش پا شد. (دوباره، 194) عامیانگی:بعضی جملات عمدا عامیانه نوشته شده‌اند این عامیانگی بیشتر به شکل کاربرد جمله‌ای معترضه در داخل جمله اصلی دیده می‌شود مثل جمله قیدی هیمن‌طور الکی در جمله زیر: چراغ‌ها همین‌طور الکی روشن بودند(یوزپلنگان، 16)یا جمله پرسشی دیدید که؟در جمله زیر: یکی از باران‌های دلگیر رشت، دیدید که، تاریکی شب را خیس کرده بود. استدلال غیر منطقی:البته شاید بتوان اسم بهتری برای این ویژگی برگزید ولی منظور ارتباط به ظاهر غیر موجهی است که نویسنده بین کنش‌های داستانی ایجاد کند:مثلا در جمله زیر نویسنده خواسته بین نگاه و لبخند احمقانه در یک جمله به نوعی پیوند اینجاد کند:چشمانش آن‌قدر احمق بود که می‌توانست لبخندش را لو بدهد. ظرافت هنر نجدی در این است که زردی و گودی چشم از نشانه‌های اعتیاد است و به نوعی رد گم‌ کنی و اشاره غیر مستقیم با توجه به بار منفی قضیه به نرمی این‌گونه می‌گذرد:چشم‌های گود رفته‌اش تا یرقان هرگز نرفته‌اش زرد بود(دوباره، 109)یا در جمله زیر:هیچ کسی در کوچه دنبال هیچ چیزی نمی‌دوید(دوباره، 109)وقتی هیچ کسی نباشد طبعا کسی دنبال چیزی نخواهد دوید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.