Skip to main content
فهرست مقالات

فنجان، جان جان جان

نویسنده:

(2 صفحه - از 30 تا 31)

کلید واژه های ماشینی : حوالی کافه‌ی شوکا ،فنجان ،کافه‌ی شوکا ،کافه‌ی ،شوکا ،حوالی کافه‌ی ،جکی براون ،قهوه‌ی ،جان جان ،براون ،جکی ،گمان ،نمایشنامه‌نویس

خلاصه ماشینی:

"از یک منظر،سخن پور مقدم کاملا (به تصویر صفحه مراجعه شود) دقیق است و هر نمایشنامه‌نویس باید حرف او را آویزه‌ی گوش کند،اما از منظری دیگر باید خط و مرزی‌ هم قایل شویم؛هر نمایشنامه‌نویس که قصد نوشتن‌ متنی درباره‌ی یک کافه داشته باشد البته که باید ساعت‌ها آن‌جا سپری کند،اما در غیر این صورت چه‌ لزومی دارد همیشه بوی قهوه را زیر دماغ داشته باشیم؟ سه:کار زمانی مشکل می‌شود که بخواهیم دقیق‌ «حوالی کافه‌ی شوکا»را نگاه کنیم. مشکل که می‌گویم‌ منظورم این نیست که متن به لحاظ نمایشی بودن دچار مشکل است(که نیست)،منظورم آن مرزهایی‌ست که‌ نویسنده آگاهانه و از روی عمد آن‌ها را برداشته(و البته‌ در نوع برداشتن دقت کرده)،یار علی پور مقدم شکل‌ نمایشی کار و ساختمان آن‌را برپایه‌ی یک کافه‌ ساخته،یعنی که آدم‌های زیادی در کافه رفت‌وآمد دارند و گاهی آن آدم‌ها باهم حرف می‌زنند(دیالوگ) @محسن آرزم منتقد و روزنامه‌نگار گاهی با خودشان حرف می‌زنند(مونولوگ)،گاهی هم در مقابل کسی می‌نشیند ولی طرف مقابل ساکت است‌ (روایت)،این هر سه در«حوالی کافه‌ی شوکا»هست و نویسنده بر این اساس متن را نوشته،طوری‌که اگر ان‌ها را جداجدا بخوانیم،گاهی گمان می‌بریم که داریم‌ قصه‌ای کوتاه می‌خوانیم و گاهی هم نمایشنامه،دست‌ آخر اما آنچه پیش روی ماست قصه‌های پراکنده نیست‌ که نمایشنامه‌ای‌ست در شش صحنه(پرده؟)."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.