Skip to main content
فهرست مقالات

جغرافیای عشق و نابودی زمان

نویسنده:

(5 صفحه - از 124 تا 128)

کلید واژه های ماشینی : عشق ،مرگ ،جغرافیای عشق و نابودی زمان ،سینما ،سد ،سفر ،شهر فرشتگان ،فیلم ،زن ،زمان ،قهرمان ،خویشکاری ،هبوط ،تابو ،مرز ،بن‌مایه‌ی ،فرشته‌ی مرگ ،عبور ،انسان ،روایت ،زمین ،مفهوم ،قلمروی ،متن ،سفر مفهوم قلمروی تابو ،شعر ،گفت‌وگوی ،مضمون ،خوددیگر ،شهر فرشتگان زن نماد زندگی

خلاصه ماشینی:

"درست در همین‌جاست‌ که این واقعیت نه تنها منجر به هبوط و گذر از مرزهای جغرافیای منسدد و تداخل زمان‌های ناهمخوان مرگ و زندگی می‌شود که به دلیل وجهه‌ی‌ دیونیزیک خویش عشق از مرحله‌ی روحانی به مرحله‌ی جسمانی تبدیل‌ می‌شود. اما رشدروایی پرسوناژ فرشته‌ی مرگ اگرچه‌ در نگاه نخست با وقوع امری محال یعنی عشق فرشته به انسان زمینی،تسری‌ فردیت‌گرایی و انسان‌انگاری را به قلمرو مرگ نشان می‌دهد اما فرود فرشته‌ی‌ مرگ استعاره‌ای از ریزش و تبخیر جغرافیای منجمد و متصلب زمان در بازگشت‌ از مرگ به سوی زندگی است. درواقع خویشکاری سد از یک خویشکاری آپولونیک(وظیفه‌مندانه)به سمت‌ یک خویشکاری دیونیزیک(در اینجا عشق)تحول می‌پذیرد و این تحول با سفر از مرز زمان(شکستن تابو)و ورود به جغرافیای زندگی روی می‌دهد. به تعبیر اریک فروم مرگ که‌ قلمرو پایان پرسش و جنبش است،در چشم‌انداز شهر فرشتگان محل ظهور عشق می‌گردد و این خود تبدیل«فضای دیگر»به فضای«خود»و فضای مرگ‌ به فضای زندگی است. این وارونه‌باری،داستان فیلم در فصل‌ سوم(جدایی)را نسبت به فصل دوم آن(وصل)چگونه می‌توان معنا کرد؟آیا مرحله‌ی وصل به دلیل سرشت زمینی و مرگ‌پذیر عشق چندان نمی‌یابد و مرگ‌ از راه می‌رسد؟آیا بار دیگر زمان و مرگ بر مفهوم عشق که از مرزها و جغرافیای‌ ناممکن آنها عبور کرده بود چیره آمده‌اند؟به واقع مسأله یا بغرنجی از مرحله‌ی‌ اسطوره‌زدایی و کوشش در انسان‌ریختی جهان آغاز می‌گردد. شهر فرشتگان از یک سو قلمروی آگاهی و حقیقت‌ را در گفت‌وگوی جغرافیایی زمانی متفاوت در دو سطح‌ از وجود دنبال می‌کند و از سوی دیگر از دریچه عشق، گفت‌وگوی«خود»و«خوددیگر»را با عبور از محبس‌ زمان نشان می‌دهد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.