Skip to main content
فهرست مقالات

تحلیل گفتمانی جهانی شدن

نویسنده:

ISC (28 صفحه - از 213 تا 240)

کلیدواژه ها : جهانی شدن ،گفتمان ،نئولیبرالیسم ،تحلیل گفتمانی

کلید واژه های ماشینی : گفتمان، تحلیل گفتمانی جهانی شدن، سیاسی، گفتمان جهانی شدن، جهانی شدن، دال، اسلام، دموکراسی، گفتمان اسلام سیاسی، صورتبندی، گفتمان مسلط، نشانه‌ها، سیاست، اقتصادی، غربی، عدالت، دال‌های سیاسی، اجتماعی، صورتبندی جدیدی از سیاست هویت، معنادهی، گفتمان جهانی شدن و اسلام، نئولیبرال، هویت، امنیت، مفهوم، فرهنگ، نئولیبرالیسم گفتمان مسلط جهانی، دینی، گفتمانی بودن جهانی شدن، گفتمان به صورتبندی جدیدی

جهانی شدن از مفاهیم و نشانه‌های جدید و تأثیر گذار در زندگی سیاسی است. در مورد ماهیت این مسأله مناظرات گسترده و جدی وجود دارد؛ برخی آن را پروسه طبیعی و عده‌ای پروژه و طرحواره‌ای غربی می‌دانند. در این مقاله، جهانی شدن نه یک وضعیت جدید که گفتمانی جدید تلقی می‌شود؛ تحلیل گفتمانی جهانی شدن آن را به عنوان گفتمان مسلط، هرچند اجتناب‌پذیر و غیر دایمی، تلقی می‌کند. جهانی شدن به عنوان گفتمان به صورتبندی جدیدی از سیاست هویت و سیاست زندگی می‌انجامد. این صورتبندی با ارجاع به نشانه مرکزی نئولیبرالیسم، دال‌های سیاسی را معنا می‌بخشد. در تحلیل گفتمانی، جهانی شدن با دال مرکزی نئولیبرالیسم گفتمان مسلط جهانی است که موقتا دال‌های سیاسی را در معنای لیبرالیستی به تثبیت رسانده است. هرچند همواره در معرض بی‌قراری و تزلزل قرار دارد.

خلاصه ماشینی: "در تحلیل گفتمان جهانی شدن، شرایط جدید و فرصت‌های پیش آمده (جهانی شدن) حوزه‌ای است که در درون آن گفتمان‌های مختلف، اعم از غربی و غیر غربی، برای معنادهی به نشانه‌ها و هژمونیک شدن باهم در رقابت‌اند (از نظر رویه سخت‌افزاری) اما از جانب دیگر آنچه در ادبیات موجود به عنوان جهانی شدن از آن یاد می‌شود، حداقل از منظر عام سازی فرهنگی، گفتمانی است که غرب آن را مفصل‌بندی نموده است (رویه نرم‌افزاری). «راتستاین» با طرح پرسش از معنا و مبنای دموکراسی در جهان سوم، این گونه پاسخ خود را آغاز می‌کند که بحث از معنای دموکراسی بغرنج، پیچیده و همیشگی است،30 زیرا دموکراسی نزد افراد مختلف معانی متفاوتی دارد؛ اما امروزه وقتی سخن از وجود یا عدم دموکراسی در کشورهای جهان و به ویژه در بحث از سازگاری یا ناسازگاری این یا آن فرهنگ با دموکراسی به میان می‌آید، معنای دموکراسی لیبرال را در تصور جمعی بازتاب می‌دهد و این حکایت از آن دارد که گفتمان مسلط توانسته دال دموکراسی را با ارجاع به مفهوم مرکزی نئولیبرال معنا بخشد و آن را طبیعی جلوه دهد. اسلام گرایان حاکمیت مطلق مردم را که مفروض دموکراسی لیبرال است، رد می‌کنند و بر اصل حاکمیت خداوند تأکید دارند، اما معتقدند نظر اکثریت در چارچوب موازین شریعت در امور سیاسی معتبر می‌باشد، زیرا در این گفتمان آنچه تقدم دارد شریعت و بعد دینی بر امر سیاسی است و سیاست ابزاری برای برقراری نظم عادلانه بر مبنای آموزه‌های اسلامی است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.