Skip to main content
فهرست مقالات

یهود از دیدگاه مولانا

نویسنده:

ISC (12 صفحه - از 87 تا 98)

کلیدواژه ها :

مثنوی ،یهود ،مسیحیان ،تفرقه ،مولانا

کلید واژه های ماشینی : مولانا، یهود، مسیح، تفرقه، پیروی، مولوی، عیسی، دین، عوام، نصارا

در اشعاری که از مثنوی مولوی در مقاله حاضر مورد تحلیل قرار گرفته است، نقش تفرقه افکنانه یهودیان در میان مسیحیان نشان داده شده است. پیام مولانا برای نسل امروز پرهیز از تفرقه، دقت در پیروی از نخبگان و رهبران، بررسی دعاوی افراد صاحب ادعا و پیروی از رهبرانی است که از سابقه روشن و بدون ابهام برخوردارند. آنان که سابقه روشنی ندارند یا سابقه نامناسبی داشته‌اند، چه بسا برای گمراهی خلق جامه زهد بر تن کرده باشند.

خلاصه ماشینی: "و آنگهانی آن امیران را بخواند یک به یک تنها به هر یک حرف راند گفت هر یک را به دین عیسوی نایب حق و خلیفه من توئی و آن امیران دگر اتباع تو کرد عیسی جمله را اشیاء تو هر امیری کو کشد گردن بگیر یا بکش یا خود همی دارش اسیر لیک تا من زنده‌ام این وا مگو تا نمیرم این ریاست را مجو اینک این طومار و احکام مسیح یک به یک بر خوان تو بر امت فصیح هر امیری را چنین گفت او جدا نیست نایب جز تو در دین خدا هر یکی را او یکی طومار داد هر یکی ضد دگر بود المراد جملگی طومارها بد مختلف همچو شکل حرفها یا تا الف حکم این طومار ضد حکم آن پیش از این کردیم این ضد را بیان بعد از آن چل روز دیگر در ببست خویش کشت و از وجود خود برست چونک خلق از مرگ او آگاه شد بر سر گورش قیامت گاه شد خلق چندان جمع شد بر گور او موکنان جامه دران در شور او کان عدد را هم خدا داند شمرد از عرب وز ترک وز رومی و کرد خاک او کردند بر سرهای خویش درد او دیدند درمان جای خویش آن خلایق بر سر گورش مهی کرده خون را از دو چشم خود رهی بعد ماهی گفت خلق ای مهتران از امیران کیست بر جایش نشان تا به جای او شناسیمش امام دست و دامن را به دست او دهیم یک امیری زان امیران پیش رفت پیش آن قوم وفا اندیش رفت گفت اینک نایب آن مرد من نایب عیسی منم‌اندر زمن اینک این طومار برهان من است کین نیابت بعد ازو آن من است آن امیر دیگر آمد از کمین دعوی او در خلاف بد همین از بغل او نیز طوماری نمود تا برآمد هر دو را خشم جهود آن امیران دگر یک یک قطار برکشیده تیغهای آبدار هر یکی را تیغ و طوماری به دست در هم افتادند چون پیلان مست صدهزاران مرد ترسا کشته شد تا ز سرهای بریده پشته شد خون روان شد همچو سیل از چپ و راست کوه کوه اندر هوا زین گرد خاست تخمهای فتنه‌ها کو کشته بود آفت سرهای ایشان گشته بود10 نتیجه‌گیری علاوه بر آنچه در خصوص اشعار فوق گفته شد، نکات سیاسی و اجتماعی دیگری نیز از این ابیات برداشت می‌شود؛ از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.