Skip to main content
فهرست مقالات

مصادره اموال؛ عوام و پیامدها (عصرناصری 1264 - 1313 ق)

نویسنده:

(33 صفحه - از 183 تا 215)

کلیدواژه ها :

استبداد ،رکود اقتصادی ،جرایم ،مصادرة اموال ،ممر درآمد ،خزانه اندرونی یا شاهی ،جنس منقول و غیر منقول ،بهانه‌های اتهام ،ثروت‌اندوزی شاه ،مالکیت مطلق ،سهم‌الارث شاه ،وقف و تزلزل حکومت

کلید واژه های ماشینی : شاه، املاک، اعتمادالسلطنه، قاجار، ثروت، دولت، مصادره اموال، مصادرة اموال، سلطنت، پول

مصادرة اموال در عصر ناصری، آثار و پیامدهای سوء سیاسی و اقتصادی زیادی به دنبال داشته است، به‌طوری که طبق یافته حاضر، می‌توان آن‌را به‌عنوان یک متغیر تأثیرگذار در رکود اقتصادی و تزلزل پایه‌های قدرت دولت قاجار، مورد ملاحظه و تدقیق قرار داد. علاوه براین، با مطالعه این‌گونه جریان‌ها می‌توان ماهیت ذاتی سلطنت مستبدانه قاجاریه را، مسجل‌تر نمود. حرص ثروت‌اندوزی شاه، حق مالکیت وی بر اموال مردم، جلوگیری از اقتدار روزافزون افراد، ایجاد رعب و وحشت برای برقراری امنیت را می‌توان از مهم‌ترین عوامل وقوع این جریان به شمار آورد. اصولا شاه برای پنهان کردن چهرة استبدادی حکومت خویش، به‌جای تصرف مستقیم اموال، با ارائه بهانه‌هایی سعی داشته تا به صورت غیرمستقیم، تسلط خود را اعمال کند. از آن جمله: 1ـ قانون سهم‌الارث شاه از میراث مرحومان، 2ـ اتهام سرکشی، قصور در انجام وظایف، اختلاس و... . شاه گاهی تعمدا اجازه می‌داد اطرافیانش ثروت‌اندوزی کنند، تا در موقع مناسب با ارائه بهانه‌هایی آن‌ها را از دستشان خارج سازد.

خلاصه ماشینی:

"بر اساس همین نطق بود که در واقعة درگذشت عمـادالـدولـه(ستون دولت)، حاکم ایالت کرمانشاه که چند سال پیش اتفاق افتاد و فرزندان زیادی از خود به جای گذاشت، شاه به بهانة این‌که به قــول خود، او این پول‌ها را با سوء استفاده از مقامش از مردم کش رفته است ده بار قاطر طلا و شصت بار قاطر نقرة سلطنتی تحویل داده شدند، حتی شاه در صـدد آن بود که مبلغ دو میلیون اندوختة سلطنتی آن مرحوم در یکی از بانک‌های انگلستان را هم به نفع خود ضبط کند، اما چون بانک، شاه را به عنوان وارث قبول نداشت، مبلغ مورد ادعا را به نمایندة وی پرداخت نکرد، آن‌گاه علیه بانک دعوایی ترتیب داده و یکی از پیش خدمت‌های مخصوص را برای پی‌گیری موضوع به لندن فرستاد ولی از دست او هم کاری ساخته نشد و به ناچار، دست از پـا درازتر به ایران مراجعت نمود. اعتمادالسلطنه در کتاب صدر التواریخ در این زمینه می‌نویسد: اما ثروت حاجی میـرزا آقاسی به درجه‌ای بود که محسود همه کس واقع شدی در سال هــزار و دویست و پنجاه و سه، هر دیه و قـریه و مرتع و مستغلی که در ایران حاجی میرزا آقاسی، به دست کرده بود، بر طریقت شریعت غراسجلی کرده به شاهنشاه غازی(محمد شاه) هبه نمود و این جمله از قرار ثبت مستوفیان دیوان یک هزار و چهارصد و سی و هشت قــریه و مزرعه به شمار می‌آید و این کار برای آن کـرد که سد سعایت معاندین کند، چه آن که بارها مقربان درگاه شاهنشاه به کنایه و صراحه، معروض می‌داشتند که حاجی میرزا آقاسی معادل ده کرور تومان دهات دارد و هر سال یک کرور تومان حاصل املاک خود را مأخوذ می‌نماید، چون از هیچ راه نمی‌توانستند که به وزارت حاجی خلل رسانند لذا حاجی این را کرد که زبان شاه را ببندد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.