Skip to main content
فهرست مقالات

مردی که نمی خواست بنشیند

گزارشگر:

(2 صفحه - از 6 تا 7)

کلید واژه های ماشینی : انتشارات دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی، فارغ‌التحصیلان دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی، جامعه فارغ‌التحصیلان دانشکده علوم ارتباطات، دکتر حمید نطقی، روابط‌عمومی، دانشجویان روابط‌عمومی و حمید نطقی، کلاس‌های دانشکده علوم ارتباطات، دکتر نطقی، ارتباطات سابق دانشجوی دکتر نطقی، دانشجویان

خلاصه ماشینی:

"استاد نطقی در همه این جلسات فروتنانه‌ شرکت می‌کرد،شب نشینی‌ها ساعت‌ها بطول می‌کشید و حتی بعد از صرف شام هم حاضرین و مدعوین که‌ عبارت بودند از فارغ التحصیلانی که دیگر هریک‌ بر سرکاری مشغول بودند یا هنوز عقب کار می‌گشتند و نیز تعدادی از اساتید به ترک سالن رضایت نمی‌دادند و گاهی شب از نیمه می‌گذشت که دسته دسته به‌ خانه‌های خود باز می‌گشتند در این میهمانی‌ها هم دکتر نطقی در پشت میز و روی‌ صندلی نمی‌نشست،در گوشه‌ای می‌ایستاد و لیوان‌ نوشابه خود را بدست می‌گرفت و مزه‌مزه می‌کرد و دور او هم دوستانش جمع می‌شدند و باصطلاح گپ‌ می‌زدند،خوب بخاط دارم که شبی از این شب‌های‌ فراموش نشدنی میهمانی جامعه فارغ التحصیلان که‌ استاد نطقی مثل همیشه گوشه سالن ایستاده بود به او نزدیک شدم و گفتم،استاد سئوالی شخصی و خصوصی دارم گفت:عیبی ندارد بگو جانم!گفتم،شما در کلاس درس هم نمی‌نشستید و ایستاده درس می‌دادی،اینجا در میهمانی‌ها هم همیشه شما را ایستاده می‌بینم،پرسش من خیلی ساده است،استاد چرا نمی‌نشینید؟و او با همان لبخند دائمی خود و البته‌ آن لحظه کمی گشاده‌تر گفت:راستش نشستگی!را دوست ندارم طالب ایستادگی هستم!و توضیح داد که‌ نشسته بودن یعنی فرو رفتن و وادادگی و ایستادن یعنی‌ زنده ماندن،آماده بودن،سالم بودن و مقاوم بودن و من‌ سعی می‌کنم حتی المقدور و تا آنجا که میسر باشد بایستم تا روحیه شادابی و پویایی را در خود احساس‌ کنم و دلم می‌خواهد روزی که قرار است رخت از این‌ جهان بندم ایستاده بمیرم دست مثل درختان که‌ ایستاده می‌میرند!"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.