Skip to main content
فهرست مقالات

انفطار صورت: تعاریف هنر از افلاطون تا مونرو بردزلی

نویسنده:

(11 صفحه - از 9 تا 19)

کلید واژه های ماشینی : هنر، افلاطون، تعریف هنر، تعاریف هنر از افلاطون، نقاشی، فرم، کروچه، تولستوی، شهود، نظریه

خلاصه ماشینی:

"به‌طوری‌که برای مثال،در اخبار می‌خوانیم که‌ نقاش هنرمندی را به دلیل خوردن آخرین آفرینش هنرمند همکارش،رابرت گوبر2از گالری اخراج‌ می‌کنند این آفرینش بسته‌ای شیرینی درنات بود که روی پایه‌ای قرار داشت!3 با توجه به این موضوع،تعریف هنر نیز درگذشته،مسئله‌ای غامض و پیچیده نبوده است. از مشخصات دیگر نظریهء او،یکی این است که بر نقش هنر،به‌عنوان ارتباط بین هنرمند و مخاطبان او تأکید می‌ورزد و بسیار اهمیت می‌دهد که درک هنر را از شناخت و فعالیت عقلی جدا کند. یکی دیگر از ویژگی‌های هنر از نظر تولستوی،ابتلاست،او نظریهء خود را به این صورت بیان‌ می‌کند که اگر هنرمند صمیمیت داشته باشد،بیان روشن احساس‌های فردی،نتیجهء حتمی آن‌ خواهد بود و این مسئله نیز به خودی خود،ابتلای موفقیت‌آمیز مخاطبان را در پی خواهد داشت. دو مسئله را باید در مورد دیدگاه بل مورد بررسی قرار دهیم؛اول اینکه چگونه می‌توان عناصر فرمی یک اثر هنری را از خود اثر هنری منتزع کرد و دوم اینکه وقتی از فرم معنی‌دار سخن می‌ گوییم،این سؤال پیش می‌آید که کدام معنی‌دار را در نظر داریم؟ در تحلیل یک نقاشی،حتی اگر سعی ما بر این قرار گیرد که به جز فرم در آن نبینیم،آنچه رخ‌ خواهد داد،این است که این نقاشی دیگر علاقه‌ای در ما برنخواهد انگیخت؛چرا غالبا در مواجهه با یک اثر نقاشی،سعی ما بر این که هر جا بازنمودی وجود ندارد؛آن را بجوییم. پس برای این که فرض کنیم،این تجربه تمامی تجربهء هنری ما را تشکیل می‌دهد،همان‌گونه که معتقدان به نظریات زیباشناسانه معتقدند،باید تصور خود را از هنر و تلقی‌مان را از انواع آن تنزل دهیم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.