Skip to main content
فهرست مقالات

نقش آفرینی عشق در نظام هستی از نگاه امام خمینی

نویسنده:

ISC (42 صفحه - از 167 تا 208)

کلید واژه های ماشینی : حب، محب، عشق، محبت، امام، عرفان، دعا، انسان، حق، عاشق

ردپای مقوله عشق و محبت به وضوح در سطر سطر متون عرفانی ما مشاهده می‌شود تا آنجا که می‌توان ادعا نمود موضوع این مقال از پرمحمول‌ترین موضوعات تاریخ ادب و عرفان است و به اعتقاد نگارنده از محوری‌ترین موضوعات عرفانی است که هم «قوس نزول» با او آغاز می‌گردد و آسمان هستی ستاره باران می‌شود و هم در «قوس صعود» زمینه تکامل انسان را فراهم می‌سازد و او را از عالم کثرت به وحدت رهنمون می‌شود. در این نگاه محب به واسطه مظهریت اسم محب، انسان کاملی است که در کتاب تکوین یا تشریع همراه و همدوش است. برای بیان نظریات فوق ابتدا تعریف کوتاهی از عشق و محبت از دیدگاه عرفا داده شده و سپس در آثار و تألیفات عرفانی امام خمینی به تبیین جایگاه این حقیقت پرداخته شده است.

خلاصه ماشینی:

"«عشق جانان ریشه دارد در دل از روز الست» [خمینی 1374: 65] «فطرة الله‌ التی فطر الناس علیها» [روم: 30] انسان عاشق، کسی است که توانسته ظهور عشق را در وجود خود حس کند و دل به محبوب جاودانه نبندد انسانی است که از حجاب تعین به در آمده، جمال و کمال حضرت عشق را در همه موجودات شهود می‌کند و همان‌گونه که ذات مقدس حق را کامل می‌داند افعال و صفات او را نیز تمام می‌بیند و به درک این حقیقت که «از جمیل مطلق جز مطلق جمیل برنیاید» نائل می‌شود و با مشاهده حضوری آن را درمی‌یابد [خمینی 1377: 164]. پس در این نگاه محبوب حقیقتی عام و گسترده است که در همه پدیده‌ها و در تمام شئون هستی جاری و ساری است و با به جلوه در آمدن نظام هستی متحقق می‌شود امام این نکته را در قالب شعر این‌چنین بیان می‌دارند: سر است و هر آنچه هست اندر دو جهان از جلوه نور روی او فاش بود [خمینی 1374: 213] و این مضمونی است که حافظ نیز به آن اشاره کرده: این همه عکس می و نقش مخالف که نمود یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد بدین‌سان نظام آفرینش سایه و مظهر آن حقیقتند و رابطه‌ای عاشقانه میان آنان حکمفرماست و این مطلبی است که در مصباح الهدایه امام تحت عنوان خلافت و ولایت می‌خوانیم: خلافتی که به انسان ارزانی شده و درباره قدر و منزلت آن سخن بسیار رفته است «حقیقت ولایت»] 1372: 74] است حقیقتی که به معنای قرب، تصرف، نیابت، محبوبیت است همه و همه تعابیری از همان حقیقت ساری در موجودات است که دیگر مراتب وجود ظل و سایه اویند و به تعبیر شاعرانه: کیهان طلایه‌دارت و خورشید سایه‌ات گیسوی حور خیمه ناز تو را طناب [خمینی 1374: 47] در این نگاه، «غایت آمال و نهایت حرکات و منتهای اشتیاقات و مرجع موجودات و معشوق کائنات و محبوب عشاق و مطلوب مجذوبین، ذات مقدس است] خمینی 1376: 91]."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.