Skip to main content
فهرست مقالات

رهبران مذهبی و مدرنیزاسیون در دوره پهلوی دوم بررسی مواضع امام خمینی (قسمت دوم)

نویسنده:

(76 صفحه - از 223 تا 298)

کلید واژه های ماشینی : امام ،شاه ،اسلام ،سیاسی ،استعمار ،اصلاحات ،زنان ،قانون ،دولت ،آمریکا ،رضاخان ،فرهنگ ،اقتصادی ،اصل ،ایران ،اصلاحات ارضی ،دین ،مجلس ،اقدامات ،مخالف ،امام‌خمینی ( س ) ،مردم ،انقلاب سفید ،مخالفت ،برنامه ،حمایت ،قانون اساسی ،مملکت ،آیت‌الله بروجردی ،مشارکت سیاسی زنان

این مقاله که در دو قسمت ارائه گردیده است به بررسی مواضع مراجع بزرگ تقلید شیعه درخصوص الگو و روند نوسازی (مدرنیزاسیون) در کشور در دوران پهلوی دوم (در سالهای 1320 ـ 1357) پرداخته است که مقاله حاضر به مواضع امام خمینی اختصاص دارد. در این مقاله مواضع امام خمینی در سه مقطع سالهای 1320 ـ 1340 و همچنین 1340 ـ 1343 و 1343 ـ 1357 به تفکیک مورد بحث و بررسی قرار گرفته است که در ضمن تحلیل دلایل برخورد انتقادآمیز امام خمینی با الگوی نوسازی اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی پهلوی دوم، به صورت خاص مواضع امام در قبال انقلاب سفید، اصلاحات ارضی، مشارکت سیاسی زنان و اقلیتها و همچنین اصلاحات فرهنگی و اجتماعی و عمرانی مورد مطالعه قرار گرفته است. بر اساس نتایج این پژوهش، امام خمینی ضمن اینکه بر اساس مبانی نظری و عقل‌گرایانه خود حامی هر نوع اصلاحات واقعی است اما الگوی خاص نوسازی در دوران پهلوی دوم را الگویی منحرفانه، استعماری و تقلیدی از نوسازی دانسته و مجریان و طراحان آن را رهروان عوامل نوسازی دوران رضاشاه و عوامل استعمار می‌داند که عملکرد آنها نتیجه‌ای به جز تخریب و وابستگی کشور نداشته است. در حقیقت انتقادات امام، واکنشی در مقابل عدم نوسازی کشور محسوب می‌شد و ایشان معتقد بود که الگوی مذکور نه تنها اصلاحات واقعی را به دنبال نخواهد داشت بلکه به عدم پیشرفت و وابستگی کشور و تخریب اقتصاد، سیاست و فرهنگ کشور منجر خواهد شد.

خلاصه ماشینی:

"در کتب صحیفه نور حدود 45 مورد سخنرانی و پیام از امام خمینی(س) طی سالهای 1343 تا 1356 ضبط و درج شده است که تحلیل محتوی این پیامها و سخنرانیها نشان می‌دهد امام از یکسو تلاش می‌کند تا ماهیت اصلاحات نظریه‌پردازان مکتب مدرنیزاسیون را غیربومی و ملی معرفی کرده، آنها را همسو با اهداف استعمار بداند و از سوی دیگر این ادعا را که روحانیون مخالف ترقی و پیشرفت کشور هستند تخطئه کند و بر این نکته تأکید نماید که استعمار یکی از موانع مهم سلطه خود را فرهنگ اسلامی و قرآنی، و همچنین روحانیون (به عنوان حافظان این فرهنگ) می‌داند و بنابراین درصدد نابودی مبارزه با آنهاست. جمع‌بندی مواضع امام در این مقاله ضمن بررسی نحوه برخورد امام با اصلاحات پیشنهادی پهلوی دوم؛ از جمله اصلاحات ارضی، مشارکت سیاسی زنان و اقلیتها، اصلاحات اجتماعی در قالب برنامه انقلاب سفید، برنامه‌های عمرانی و اصلاحات فرهنگی و سیاسی پیشنهادی دولت و حزب رستاخیز، مشخص گردید که امام در عین اینکه بر اساس مبانی نظری عقل‌گرایانه خود حامی هر نوع اصلاحات واقعی در حوزه فرهنگ، سیاست و اقتصاد است اما عوامل اجرایی نوسازی در کشور را عمال استعمار می‌داند و اهداف اصلاحات را نیز اهدافی دیکته شده در جهت منافع استعمار در کشور تلقی می‌کند که «شاه مأمور است آنها را انجام دهد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.