Skip to main content
فهرست مقالات

هفت اقلیم: اینجا نوشته است: آستارا

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : شعر، آستارا، شاعر، شعر نو، مخاطب، ادبی، مجموعهء شعر از شاعران آستارا، زیبایی، شعرهای کوتاه، زبان

خلاصه ماشینی:

"در مجموعهء بفرمایید بنشینید صندلی‌ عزیز گاه سطرهایی پیدا می‌شود که واقعا نشان می‌دهد شاعر از تجربه بالای خود استفاده کرده است. یعنی‌ اگر شاعر چند سال دیگر می‌ماند با نوعی‌ سردرگمی و تنوع مواجه می‌شد و شاید از چاپ مجموعهء حاضر کتابی یک دست و منسجم است و شعرها در تپه ماهور تنوع‌ و زبان راه نمی‌روند. سرتاسر این شعر نوستالژیک است و برای‌ کسی که مدتی از زادگاهش دور باشد یا خود شاعر که الان ساکن آستارا نیست؛پررنگ‌ است:«آستارا/همان که کاشته شدم/بزرگ‌ شدم/درو شدم/حالا که دور... «می‌زند و است» می‌تواند درست باشد یا اگر می‌خواهد شعرش در گذشته اتفاق بیفتد می‌تواند از«می‌زد و بود»استفاده کند و بنویسد: «ماهی تنگ/برای سطل آشغال لک‌ می‌زد/شاید عاشق گربه‌های ول‌گرد بود» آنچه مسلم و مهم است این است‌ که شهرام پوررستم به معنای کلمه‌ شاعر است و همان طور که خود می‌گوید ادعای چندانی ندارد و از همین‌ روست که دائم می‌گوید:«من دارم یاد می‌گیرم». او شاعر روایت است و در این مقوله‌ به راه کاری سفت و سخت رسیده، اما شعرها گاه با پایان بندی بکر و بومی بسیار زیبایی،نشان از فراست‌ و هوشمندی شاعر مهربان و مردمی‌ دارد:«همه و همه پیش‌کش شما/ تنها،قراباغ شکسته سی می‌خواهیم/ آنهم با دامن،دامن/اشک حسرت» (ص 22). بنی‌مجیدی شاعر شتاب و اندیشه‌ است،اما این شتاب گاه شعرش را می‌شکند،او گاه به مخاطب فرصت‌ کافی برای تفکر و تشخیص نمی‌دهد و آزادش نمی‌گذارد و مخاطبش‌ را تا سرانجام دست می‌گیرد و گاه‌ شعارگونگی بی‌وسواس،شعر را به‌ کژراههء دههء 40 می‌کشاند:«خانه‌ی‌ بی‌عشق/همان خانه‌ای بر باد است/ هیچ عاشق هم/بی‌التماس دعا..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.