Skip to main content
فهرست مقالات

پیشینه و آینده ناسیونالیسم

نویسنده:

خلاصه ماشینی:

"در پارادایم مدرنیسه،ملت‌ها،دولت‌های ملی،هویت‌های ملی‌ و کل اجتماع«فراملی»پدیده‌های مدرنی‌اند،اما در پارادایم جاویدانگاری‌ و ازلی‌انگاری؛حتی اگر ایدئولوژی ناسیونالیستی متأخر بود،ملتها همواره ناسیونالیسم در بهترین حالت یک ایدئولوژی«کم‌مایه»با یک هسته محدود، متصل به طیف کوچکی از مفاهیم سیاسی است و به لحاظ ساختاری توانایی‌ مواجهه با مسائل سیاسی و اجتماعی عمده‌ای مانند عدالت اجتماعی،توزیع‌ منابع یا مدیریت منازعه را ندارد در هردوره‌ای از تاریخ وجود داشتند. در جای دیگر نویسنده خود به‌عنوان یک نمادپرداز قومی در کنار افرادی همچون آرمسترانگ و هاچینسون معتقد است ناسیونالیسم‌ را فقط می‌توان از طریق تحلیل هویتهای فرهنگی جمعی در یک‌ دوره زمانی طولانی شناخت. بنابراین از نظر مدرنیستها از جمله(هابزبام)ملت ما قبل ناسیونالیسم‌ وجود ندارد و ملتها محصول ناسیونالیسم‌اند اما جاویدانگاری جدید (هستینگز)اساسا هیچ پیوندی بین ملتها،ناسیونالیسم و مدرنیته آن گونه‌ که هابزباوم و مدرنیستها بر آن تأکید دارند قائل نیست و شروع ملتها را از زمان ماقبل مدرن تاکنون می‌داند و آن را یک امر کاملا خود جوش‌ تصور می‌کند. فصل آخر؛ص(190-161)به بحث درخصوص چشم‌اندازهای‌ ملتها و ناسیونالیسم در عصر احیای قومی«پست مدرن»،جهانی‌شدن‌ و هویت مختلط و همچنین سودمندی برداشتهای«پست مدرنیستی»و دلائل عمیقی وجود دارد که سرکوب ناسیونالیسم و انحلال ملتها تحقق نخواهد یافت ایدئولوژیهای ناسیونالیستی اهداف تعریف شده‌ای از استقلال‌ جمعی،وحدت سرزمینی و هویت فرهنگی و غالبا برنامه‌ سیاسی و فرهنگ روشنی برای رسیدن به این اهداف دارند ساخت‌گرایانه و تفسیرهای نمادپردازی قومی و فرهنگی از آینده ملتها و ناسیونالیسم می‌پردازد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.