Skip to main content
فهرست مقالات

چهره های ازلی

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : هنر ،چهره ،نگارگر ،ایرانی ،هاله ،نقاشی ،چهره‌های ازلی ،هنر ایران ،فرهنگ ،صورت‌ها ،خیال ،نورانی ،تصاویر ،انسان ،ترسیم ،حرکت ،همگانی فرهنگ ایران ،هاله‌ی نورانی ،نقاشی ایرانی ،جهان ،نقابی ،دور ،هنر نقاشی ایرانی ،اسلامی ،نگاه ،حالت ،آثار ،هاله‌های نورانی بر سر افراد ،نقش ،باور

همگانی فرهنگ ایران،با تمام شاخه‌های هنری این مرز و بوم بر هیچ‌ محققی پوشیده نیست.اما آنچه در تجزیه و تحلیل کارهای هنری ایران، صورت می‌گیرد،عموما پرداختن به عوامل صوری جزئی از لین هنر بوده،فارغ‌ از این نکته که خود این عوامل،از یک کلیت فرهنگی که حرکت دهنده‌ی‌ اصلی هنر است،ناشی می‌شوند. هنگامی که نگارگر در بستر قدسی و سنت پرورش می‌یافت و آنچه‌ می‌خواند و بدان می‌پرداخت از فضایی ماورایی حکایت داشت،اثرش نیز دارای چنین ویژگی‌ای می‌شده است‌أچه بسا هنگامی که خالقان آثار هنری‌ تصور می‌کنند نقوش ابداعی آنان منحصرا از اندیشه‌ی آنان سرچشمه گرفته‌ است و هیچ شباهتی میان آنها و نقش‌های عالم خارج وجود ندارد در همان‌ حال وجود درونی آنها در اثر پیوستگی با مجموعه‌ی جهان به طور ناخودآگاه‌ از طرح‌هایی که در عالم کبیر یا در اجزا خرد جهان وجود دارد و از چشم‌ غیرمسلح پوشیده است،الهام‌گیری می‌نماید.1 در ایران آن هنگامه‌هایی که حکومت بر مبنای جهان‌بینی ایرانی یا به‌ تعبیری جاودان خرد بنا نهاده می‌شد،تشابه‌های بسیاری در آفرینش‌های‌ هنری دیده می‌شود و حتی برای یرخی از حرکت‌های صورت گرفته در قرون متأخر نیز می‌توان پیشینه‌ای تاریخی یافت.

خلاصه ماشینی:

"آیا ناتوانی از تنوع چهره‌سازی‌ باعث این امر و یکسان‌سازی شده است و آیا آن قدرت طبیعت‌گرایی که‌ در پیکره‌های مغرب زمین صورت گرفته،در خیال و قدرت هنرمند شرقی و ایرانی وجود نداشته است؟ مهم‌تر آنکه آیا این ناتوانی در پس از تاریخ و حتی قرن‌ها پس از آن نیز موجود بوده؟چرا که در دوره‌های اسلامی نیز نگاه‌ها و چهره‌ها آن گونه بوده‌ (*)کارشناس ارشد ارتباط تصویری که دنیای باستان می‌نمایند. در این شاهنامه(بایسنقری) چهره و صورت‌ها جای تأمل بسیار دارد چرا که اگر در حالت چشم‌ها و فاصله‌ی چشم و ابرو،قوس کمانی آنان با نمونه‌های دور ایرانی مطابقت‌ داده شود،شباهت‌های بسیاری دیده می‌شود و همان سخن نخستین را به‌ یاد می‌آورد که گویی حالت‌های صورت بدن هیچ گونه اضافات و چین و چروک و خط بیهوده‌ای،از یک الگوی قدیمی گرفتهشده است. در بیکران وادی ادبیات کهن پارسی حماسه و عرفان چنان دو قله‌ی‌ بزرگ و سترگ جلوه‌گاه نبوغ و ذوق ایرانی بوده و با آن که به ظاهر،میان‌ این دو قلمرو ادبی تجانس و مشابهتی محسوس نیست،اما با توجه به‌ اهداف متعالی حماسه سرایان و ادبیات عارفان ایرانی مشخص می‌شود که‌ بین انسان آرمانی حماسه‌های اساطیری و ملی با انسان کامل ارایه شده‌ در ادبیات عرفانی و پارسی وجوه فکری و اعتقادی مشترکی وجود دارد که‌ خود نماینگر تداوم آرمان‌های مقدس ایرانیان در طول تاریخ چند هزار ساله‌ی آنان به منظور دستیابی به برتری معنوی و ارزش‌های اخلاقی و انسانی است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.