Skip to main content
فهرست مقالات

جایگاه نظریه هربرت بلومر در جامعه شناسی معرفت

نویسنده:

(20 صفحه - از 39 تا 58)

کلیدواژه ها : هستی‌شناسی ،خود ،جامعه‌شناسی معرفت ،من ،من اجتماعی ،توقعات اجتماعی (= هنجارهای اجتماعی) ،اشاره به معانی ،ارتباط‌پذیری ،درهم تنیدگی کنش ،کنش پیوسته ،جای‌گرفتن (نقش‌گیری) ،ذوب‌شدن

کلید واژه های ماشینی : بلومر در جامعه‌شناسی معرفت ،بلومر ،جامعه‌شناسی معرفت ،مارکس ،نظریه بلومر ،جامعه‌شناسی معرفت بلومر ،کنش متقابل اجتماعی ،کنش متقابل ،کنش پیوسته ،مید ،شده‌است ،آگاهی اجتماعی ،متقابل ،نظریه‌های جامعه‌شناسی معرفت ،ساخت اجتماعی ،شده‌است وجوه مشترک نظریه ،مارکس و مارکس‌گرایان نو ،کنش‌های اجتماعی ،شرح نظریات مید ،چشم‌انداز بلومر ،مید و بلومر ،تجربه اجتماعی ،چارچوب نظری ،نظام اجتماعی ،نظریات مید ،بشری ،ارتباط میان معرفت ،کنشهای مجزا در کنش ،جایگاه نظریۀ ،فرآیندهای تاریخی

در این مقاله کوتاه سعی شده‌است وجوه مشترک نظریه بلومر و بنیانگذاران معروف جامعه‌شناسی معرفت، بویژه نگرش مارکس و مارکس‌گرایان نو، به اختصار بیان شود، تا ضمن معرفی چارچوب نظری جامعه شناسی معرفت بلومر، جایگاه نظریۀ وی، در این فرآیند مشخص گردد. بنابراین، مدخل این مقاله با چند تعریف و مروری تاریخی آغاز می‌شود تا نکات مشترک چشم‌انداز بلومر در متن نظریه‌های بزرگ نگریسته شود. در ادامه بحث سعی شده تا نظریۀ بلومر در مقایسه با تعابیر مارکس و مارکس‌گرایان نو، بویژه نظریه تفسیر‌گرایی وی در قالب جامعه شناسی معرفت توضیح داده شود. در این توضیح شرح اصطلاحات کلیدی در اصول و قضایای بنیادی در نشریه بلومر، براساس مکتوبات وی مبنا قرارگرفته و تلاش شده‌است تا ارتباط منطقی نظریات وی- ونه روال تاریخی نوشته‌های او- مورد توجه قرار گیرد. سرانجام چشم‌انداز بلومر در جامعه‌شناسی معرفت در عین تأکید بر نکات اصلی کنش متقابل‌گرایی نمادی، با سوگیریهای جامعه‌شناسی رادیکال همسازتر تشخیص داده‌شد.

خلاصه ماشینی:

"بنابراین دومین شبهه را نیز با طرح این نکته از قبل پاسخ گفته‌است که اعتقاد به بررسی کنش به معنای نفی ساختار نیست، زیرا او نه تنها به ساخت واقعیت اجتماعی که متن اصلی کنش متقابل در ماهیت نهادی و سازمانی آن است اعتقاد دارد، بلکه ضرورت پایه‌ای ماهیت تاریخی آن را نیز از اصول قطعی کار خویش می‌شمرد. اما در خصیصه‌های سوم و چهارم که مؤید جامعه‌ای‌بودن آگاهی اجتماعی و معرفت فرهنگی است به یک نکته روشن در دو حالت مختلف اشاره می‌کند: اعم از اینکه ساخت اجتماعی و فرهنگی را در حالتهای ایستایی آن یعنی نظم، ثبات و تکرار‌شوندگی در نظر آوریم (حالت ایستایی) و یا آن را در مرور تاریخی آن مطالعه کنیم (حالت پویایی) بهر‌روکنش پیوسته‌نشان‌دهنده این خاصیت است که جامعه و فرهنگ مسلط بر افراد و اجزا است و آگاهی و معرفت و نظام معنامندی کنش آنها تحت تأثیر مسلط ساخت منظم، ثابت و تکرار‌شوندۀ نهادهای اجتماعی و تاریخی است. اما پرسشی که در شرح دوم از نظریه مارکس مطرح بود متوجه این امر می‌شد که آیا به راستی آگاهی انسان تنها در خطوط معین جبری شرایط رشد می‌کند؟ و یا آنگونه که در حوزه فرانکفورت و رادیکالیسم تفسیری نیز بدان بذل توجه شده‌است، تأثیر جدلی این دو مقولۀ آگاهی و شرایط تاریخی- اجتماعی تنها مؤید ضرورتهای تنگ تاریخی است و نه جبر و تعین تاریخ گرایانه؟ از پیش گفته شد که بلومر در برابر این پرسش، پاسخ همساز با شرح دوم را دنبال می‌کند. D A New Dictionary of Sociology, London: Routlege & Kegan Paul, 1981."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.