Skip to main content
فهرست مقالات

نقد و تحلیل پاره ای نظرات در فلسفه تعلیم و تربیت

نویسنده:

ISC (14 صفحه - از 99 تا 112)

کلیدواژه ها :

معرفت‌شناسی ،جبر ،سعادت ،فضیلت ،اختیار ،فلسفه تعلیم و تربیت ،اخلاقی ،مذهب اصالت عقل

کلید واژه های ماشینی : فلسفه تعلیم و تربیت، تعلیم و تربیت، فلسفه، تفکر، سعادت، نظرات در فلسفه تعلیم، غرب، عقل، اجتماعی، انسان

آرمان تعلیم و تربیت در گذر زمان از قدیم‌ترین ایام تاکنون دگرگونی‌هایی یافته‌است. تنوع نظرات در فلسفه تعلیم و تربیت متأثر از ذهنیت فیلسوفان و متفکران، جهان‌بینی و ایدئولوژی حاکم بر جامعه و شرایط فرهنگی و اجتماعی در هر روزگاری می‌باشد. بدیهی است هر متفکری به یکی از ابعاد وجودی انسان نگریسته و ارمان نهایی را در جهت تحقق آن بعد بخصوص طراحی و ارائه کرده‌است. از این‌رو به منظور دست‌یابی به فلسفۀ تربیتی فراگیر باید تمام ابعاد وجود انسان در‌نظر گرفته‌شود به‌طوری که آن اهداف تأمین شود و رشد و بالندگی شخصیت آدمی را تحقق بخشد و موجبات، احساس تکلیف و مسئولیت در برابر جامعۀ بشری و قادر متعال را فراهم‌سازد. و به کمال معنوی و روحی او بینجامد به‌طوری که کمال و سعادت دنیوی و اخروی او را در‌بر داشته‌باشد. در این مقاله نظرات عمده در فلسفه تعلیم و تربیت مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌گیرد و به یک جمع‌بندی و نقادی در نظرات گوناگون پرداخته میشود به ویژه آنجا که نظر متفکران اسلامی با متخصصان تعلیم و تربیت در غرب مورد مقایسه و ارزیابی قرار می‌گیرد نکات عمده‌ای مطرح می‌شود.

خلاصه ماشینی:

"[13] فلسفه تربیت در اندیشه متفکران غربی به ویژه از دورۀ رنسانس که همراه با تجدید حیات علمی و ادبی و هنری غرب می‌باشد ویژگیهایی دارد به شرح زیر: الف- به دلیل انقلاب صنعتی و زیر‌و‌رو شدن ساختار طبقاتی و اقتصادی اروپا و حاکمیت روابط جدید در جامعه انسانی ایجاد سازگاری اجتماعی از جمله هدفهای اصلی تعلیم و تربیت قرار گرفت و به همین جهت به صراحت سازگاری اجتماعی را در اندیشه متفکرانی همچون اسپنسر، امیل دورکیم، جان لاک و پیاژه، می‌بینیم هر‌چند سازگاری اجتماعی یک هدف تربیتی است اما همیشه قابل دفاع نیست. نتیجه این تفکر این است که معیارهای منطقی و عقلی و درست برای شناخت خیر از شر و نیک از بد داریم که هر انسان آزاد و آگاهی آن را در می‌یابد و خود را موظف به انجام آن می‌بیند و همین امر در اصلاح اخلاق و رفتار فرد نقش بسزایی دارد در حالی که در اندیشه اغلب متفکران غربی ارزشها نسبی است و نتیجه نسبیت این است که مرز خوبی و بدی از بین می‌رود و عملی با ضد آن تحت شرایطی خوب و تحت شرایط دیگری بد تلقی می‌شود و در چنین اوضاع و احوالی یکی از رسالتهای اصلی تعلیم و تربیت که انتقال ارزشهای اخلاقی مطلوب به نسل بعد است دچار آسیب کلی می‌شود و این است که شاهد فرو‌ریختن اخلاقیات در غرب هستیم از این جهت که مکتب‌های غربی به باورهای اخلاقی بادوام و ثابت اعتقاد ندارند که آن را انتقال دهند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.