Skip to main content

«انسان کامل» در انسان شناسی مولانا

صفحه:
از 54 تا 55 (2 صفحه)
54 کیهان فرهنگی , شهريور 1378 - شماره 155

«‌ ‌‌‌انـسان‌ کامل» در انسان شناسی مولانا احسان قدرت اللهی

در بخش نخست این مقاله‌،مندرج‌ در‌ شـمارهء گـذشته،بـه بررسی مفهوم انسان کامل از دیدگاه مولانا پرداخته شد و ضمن بیان مقدمه‌ای‌ دربارهء تشریح داستان آفـرینش انسان کرامت و شرافت ذاتی او در مجموعهء هستی مورد‌ بحث و بررسی قرار گرفت‌.اینک‌ در ادامـهء آن گفتار به بررسی ویـژگیهای انـسان کامل از بعد انسان شناسی می‌پردازیم.

در این مقام چهار نکته قابل بررسی و تأمل است:

الف)حضور انسان کامل در همهء اعصار.

ب)جامعیت‌ انسان کامل در مراتب نبوت، رسالت و ولایت

ج)مرجعیت انسان کامل در هدایت ساکنین طـریق معرفت

د)تفاوت سنخی انسان کامل با دیگران

الف)حضور انسان کامل در همهء اعصار

از دیدگاه مولانا‌ صحنهء‌ هستی هیچگاه از وجود انسان کامل و ولی مطلق الهی خالی نبوده و نیست و ایشان در هر دوره و زمانی در کنیونتی خاص بـرای هـدایت بشر ظهور کرده و ارشاد خلایق را به عهده‌ می‌گیرند‌.

پس به هر دوری ولی قائم است‌ تا قیامت آزمایش دائم است

مهدی و هادی وی است ای راه جو هم نهان و هم نشسته پیش رو(1)

این حقیقت که در‌ اخبار‌ و روایـات دیـنی ما نیز مورد اشاره قرار گرفته است معلول جایگاه خاص انسان کامل در بعد جهان شناسی مولوی است.(2) همانگونه که جملهء موجودات از مجلای فیض انسان کامل‌ پا‌ به‌ عرصهء هستی گـذاشته و صـورت وجود‌ پذیرفته‌اند‌،قوام‌ و بقای ایشان نیز وابسته به حضور و وجود انسان کامل در عرصهء آفرینش است و با رفتن وی از دار دنیا و رجوعش به‌ عالم‌ آخرت‌، جریان مستمر فیض و تجلی الهی که بـه وسـاطت‌ او‌ صـورت می‌پذیرفت قطع شده،کیان مـوجودات مـتلاشی مـی‌گردد.بهمین دلیل کلمات بالغهء الهی هیچگاه صحنهء آفرینش را از وجود‌ انسان‌ کامل‌خالی‌ نمی‌گذارد.

در میان همهء اولیاء الهی در یک زمان،یک‌ نفر قـطب کـامل وجـود دارد که مقام و مرتبه‌اش از دیگران برتر و بالاتر است و حـجت الهـی در زمین است‌ و اولیاء‌ جزء‌ همه تحت لوای ولایت وی و فرمان‌پذیر و مطیع اویند.

در میان صالحان‌ یک‌ اصلحیست‌ بر سر توقیعش از سلطان مـحیست

کـان دعـا شد با اجابت مقترن‌ کفو او نبود‌ کبارانس‌ و جن‌

در مری‌اش آنـکه حلو و حامض است‌ حجت ایشان بر حق راحض است‌

که‌ چو‌ ما او را به خود افراشتیم‌ عذر و حجت از مـیان بـرداشتیم(3)

هـمانگونه که مقام‌ نبوت‌ و رسالت‌ از درجات و مراتب مختلفی برخوردار است تا بـه بـالاترین مرتبهء آن که مرتبه خاتمیت‌ است‌ می‌رسد،اولیاء الهی نیز دارای مراتبی هستند که به مرتبهء ولی مطلق و کـمل‌ حـق‌ خـتم‌ می‌شود و او امام و پیشوای همهء اولیاء جزء در عصر خود است.مولانا این اخـتلاف‌ مـراتب‌ را بـه تفاوت در مراتب نور و شدت و ضعف آن تشبیه کرده است.

او‌ چو‌ نورست‌ و حرز جبریل او آن ولی کم ازو قـندیل او

ز آنـک زیـن قندیل کم مشکاة ماست‌‌ نور‌ را در مرتبه ترتیبهاست

ز آنک هفتصد پرده دارد نور حق‌ پرده‌هاشان نور‌ دانـ‌ چـندین‌ طبق

از پس هر پرده قومی را مقام‌ صف صف‌اند این پرده‌هاشان تا امام(4)

ب)جامعیت‌ انسان‌ کـامل‌ در مـراتب نـبوت رسالت و ولایت

انسان کامل علاوه بر آنکه واسطهء بین‌ حق‌ و ماسوای اوست.جامع جـمیع مـراتب نبوات و ولایات نیز هست و همهء انبیاء الهی(ع)در واقع مظهر و جلوه‌ای‌ از‌ جلوات حقیقت انـسان کـامل مـحمدی(ص)و مرتبهء نوبت کامله و مطلق اومحسوب می‌گردند که‌ در‌ اعصار و قرون و به حسب مقتضیات و شرایط در‌ صور‌ مـختلف‌ از آدم تـا خاتم پا به عرصهء‌ وجود‌ نهاده‌اند.

خطبهء شاهان بگردد و آن کیا جز کیاء خـطبه‌های انـبیا

نـام احمد نام‌ جمله‌ انبیاست‌ چونکه صد آمد نود‌ هم‌ پیش ماست‌(5)

ظهور‌ ناسوتی‌ حضرت رسـول(ص)اگـر چـه از سایر‌ انبیاء‌(ع)متأخر است اما در ظهور ملکوتی مقدم بر ایشان است و هـمهء انـبیاء‌ از‌ آبشخور روحانی آن حضرت بهره برده‌اند‌.از آنجا که حقیقت‌ انسان‌ کامل محمدی(ص)جامع جمیع اسماء‌ و صفات‌ الهـی اسـت و ظهورش با جمیع کمالات خود در ابتدا ممکن نیست،به مرور‌ در‌ کسوت انـبیاء و اولیـاء الهی به‌ اختلاف‌ درجات‌ و مراتبشان ظهور مـی‌نماید‌،تـا‌ ایـنکه در آخرین مرحله‌ از‌ ارسال رسل و ختم سلسلهء نـبوت بـه عنوان خاتم الانبیاء(ع)پا به عرصهء حیات ناسوتی‌ خویش‌ می‌گذارد.این حقیقت به اعـتبار صـورت‌ از‌ سایر انبیاء‌ ممتاز‌ است‌؛آدم،نـوح،ابـراهیم،موسی‌ و عـیسی و تـمامی رسـولان(ع)صاحب شریعت و جز آن غیر از حقیقت مـحمدند(ص)،امـا به اعتبار معنا‌ و حقیقت‌ همهء انبیاء مجالی ظهورویند.آدم ابوالبشر‌ که‌ مطلع‌ آفـتاب‌ نـبوت‌ است و به حسب‌ نشأة‌ عنصریه پدر انـبیاست،به حسب معنا و بـاطن فـرزند حقیقت خاتمیه است.مولانا ضـمن اشـاره به حدیث‌ نبوی‌ «آدم‌ و من خلفه تحت لوائی»به این جامعیت‌ تصریح‌ می‌نماید‌ و ویـ‌ را‌ مـنبع‌ فیض و ممد ارواح همهء انبیاء و اولیـاء الهـی مـی‌شمارد که در هر عـصر و نـسلی از چشمهء لا یزال معرفت او بـه قـدر استعداد و توان خود برهه گرفته و نهال‌ شریعتشان نیز از شریعت کامل و کتاب جامعهء وی سیراب گـردیده اسـت.

مصطفی زین گفت کآدم و انبیاء خـلف مـن باشند در زیـر لوا

بـهر ایـن فرموده است آن ذوفنون‌ رمـز نحن‌ آلاحزون‌ السابقون

55 کیهان فرهنگی , شهريور 1378 - شماره 155