Skip to main content
فهرست مقالات

جریان علیت در تاریخ، تأملی در نگرش سارتر و مطهری

نویسنده:

علمی-ترویجی/ISC (28 صفحه - از 61 تا 88)

کلیدواژه ها : اصل علیت ،فلسفه تاریخ ،مارکسیسم ،جبر تاریخی

کلید واژه های ماشینی : سارتر ،اصل علیت ،تاریخ ،مطهری ،هگل ،مارکسیسم ،انسان ،استاد ،قوانین ،جریان ،آرای ،فلسفه ،مادی ،جریان علیت در تاریخ ،علیت در تاریخ ،اجتماعی ،استاد مطهری ،جریان ثابت اصل علیت تأکید ،جریان اصل علیت در تاریخ ،قانون علیت ،نگرش سارتر و مطهری ،مکتب ،دیدگاه ،استاد مطهری با توجه ،اختیار ،روند تاریخ ،هگل و سارتر اصل علیت ،توجه به اصل علیت ،تأکید ،جامعه

استاد مطهری با توجه به افکار جدید، توانست روند تاریخ را با توجه به اصل علیت تبیین کند. در این نوشتار که کنار آرای استاد به دیدگاه‌های برخی افراد برجسته مانند هگل و مارکس و به گونه‌ای مفصل‌تر به دیدگاه فیلسوف فرانسوی و نماینده مهم مکتب اگزیستانسیالیسم؛ سارتر پرداخته شده، به این مهم توجه می‌شود که ارزش مطالعه و بررسی تاریخ چیست و بر چه اصولی استوار است. استاد مطهری در ارائه تفکر خود با وجود آن که به سنن و قوانین تاریخی و جریان ثابت اصل علیت تأکید داشت، به بسیاری از دغدغه‌های افراد طرفدار آزادی در جهان پاسخ مثبت داد. بررسی‌ها نشان می‌دهد او در عین حال که توانست از عهده تبیین منطقی جریان اصل علیت در تاریخ برآید و نوعی ضابطه و قانونمداری را در روند تاریخی به اثبات رساند، این امکان را یافت که بر اختیار و آزادی انسان در تعیین سرنوشت خویش تأکید کند. کاری که به جرأت بنا به اظهار نظر بسیاری مانند آن چه سارتر بدان تأکید می‌کند، مارکسیسم نتوانست آن را به انجام برساند. شاید اغراق نباشد که بگوییم نارسایی افکار افرادی مانند سارتر که برای حفظ آزادی و اختیار انسان به ناچار در افکار خود زمینه‌های فروکاست نقش علیت در تاریخ را فراهم آوردند، در اندیشه های شیعی استاد به خوبی ترمیم شده است.

خلاصه ماشینی:

"بنا به نظر وی، هر عصری دارای حدی از توسعه و رشد است که به مرور زمان دگرگون می‌شود؛ درست همانند خود انسان که قابل تحول است؛ اما با این همه و با وجود تمام تحولات، از نظر وی دستیابی به اصول و قوانین کلی که خود بر قبول اصل علیت در پروسه تاریخ مبتنی است، امری دور از انتظار و محال نیست: اکنون که معتقدیم «طبیعت بشری» وجود ندارد، باید ببینیم در جریان تاریخی که پیوسته در تحول و دگرگونی است، چگونه می‌توان اصول کلی آن را تا آن حد محفوظ داشت که بتوان مثلا پدید آمدن اسپارتاکوس را تفسیر کرد؛ چه این حداقل درک مسائل زمان است (سارتر، 1376: ص106). او برای روشن شدن ارتباط بین رأی به عدم وجود طبیعت بشری و قول به تحول و توسعه در تاریخ و هر دورانی می‌گوید: هر دورانی طبق قواعد دیالکتیکی رشد و توسعه می‌یابد، و افراد بشر، به هر عصر خود تعلق دارند و نه به یک طبیعت بشری (همان)؛ بنابر این، پذیرش قواعد کلی و اصیل علیت از نظر سارتر به این معنا نیست که تاریخ، روندی ثابت و مشخص دارد تا بشر محکوم به چنین روندی باشد و قدرت انتخاب او در این عرصه از بین برود؛ بلکه انسان از نظر او نه دست بسته عوامل درونی است که در اعتقاد به ذات آرام و ثابت نصیب او می‌شود و نه تسلیم عوامل بیرونی است که در اثر رأی به روند مشخص و لایتغیر جریان تاریخ و اعصار بدان دست می‌یابد؛ بلکه او می‌تواند هم خود و هم روند تاریخ و جامعه خویش را تغییر دهد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.