Skip to main content
فهرست مقالات

اشتقاق در زبان فارسی

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (14 صفحه - از 31 تا 44)

کلیدواژه ها : دستور زبان فارسی ،اشتقاق ،کلمات مشتق ،‌ زبان‌ اشتقاقی ،زبان ترکیبی

کلید واژه های ماشینی : اشتقاق، مشتق، زبان فارسی، اسم، دستور زبان فارسی، اشتقاق در زبان فارسی، دستور، کلمات مرکب، اسم مشتق، اسم جامد و مشتق، ساخت، عربی، فعل، ترکیب، زبان عربی، پسوند، ساختمان زبان فارسی، گروه زبان‌های اشتقاقی، صفت، بن فعل، پیشوند، مبحث اشتقاق در فارسی محدود، بن مضارع، میرزا حبیب، وندها، فارسی از گروه زبان‌های، فارسی کلمات مشتق عربی، گروه زبان‌های ترکیبی، کلمات مشتق، پسوندها و پیشوندهای زبان فارسی

هدف مقاله حاضر آن است تا نشان ‌دهد مبحث «اسم جامد و مشتق» در دستور زبان فارسی، الگوبرداری نادرستی از قواعد زبان عربی بوده و منطبق با ساختمان زبان فارسی نیست؛ زیرا فارسی از گروه‌ زبان‌های ترکیبی است و عربی از گروه زبان‌های اشتقاقی. مؤلف با نقد سه دیدگاه متناقض دستورنویسان فارسی در بارة اشتقاق، نتیجه می‌گیرد که مبحث اشتقاق در فارسی محدود به «اسم» نیست، بلکه دیگر انواع کلمه نیز ساخت اشتقاقی دارند. در پایان پیشنهاد می‌کند، با گسترش دامنة‌ اشتقاق به حوزة کلمات مرکب، تمام کلماتی که دستوریان مشتق شمرده‌اند زیر مجموعة کلمات مرکب به حساب آید و کلمات مرکب به دو گروه: مشتق و غیر مشتق، تقسیم شود.

خلاصه ماشینی: "عبدالرحیم همایونفرخ در دستور جامع زبان فارسی می‌نویسد: «طبقة چهارم اسم، اسم مشتق است و آن اسمی است که از یک کلمه دیگر به اضافه‌کردن حرف یا حروف در اول یا در آخر و یا با تغییر اندک در ساختمان آن برای مقاصد لغوی گیرند مانند: دیده، دیده‌شده، بیننده، بینا که همه از فعل دیدن ساخته شده و شیرین، شیرینی، شیره که هر سه از شیر مشتق شده است». 3ـ گروه سوم نویسندگانی چون عبدالرحیم همایونفرخ و به تبع او متأخرینی چون تقی وحیدیان کامیار در دستور خویش به تلفیقی از دو نظر گذشته قائل شده، معتقدند که اسم مشتق آن است که از یک تکواژ آزاد و دست کم یک «وند» ساخته شده باشد، یعنی مانند گروه دوم وجود «وند» در ساختمان کلمه را ملاک مشتق بودن آن می‌دانند، اما علاوه بر آن یادآور می‌شوند که یکی از اقسام اسم‌های مشتق آن است که از ترکیب بن فعل با وندهای فارسی حاصل می‌شود. انوری برای توضیح اسم‌های جامد و مشتق در پاورقی کتابش می‌نویسد: «در فارسی کلمات مشتق عربی را جامد می‌شمارند و مشتق در آن زبان، از ساخت مفرد مذکر غایب (سوم شخص مفرد) ماضی مجرد جدا می‌شود با افزودن حرف یا حروفی به اول، وسط و آخر آن و تغییر حرکات مانند: (کاتب) از (کتب) که الف در وسط افزوده شده و حرکات تغییر یافته است، یا (مکاتبه) که هم به اول، وسط و آخر آن حرفی افزوده شده و هم حرکات تغییر یافته است؛ اما در زبان فارسی صورت بن فعل که مشتقات از آن ساخته می‌شوند، تغییر نمی‌یابد، بلکه به اول یا آخر آن لفظی می‌افزایند: دلسوزی= دل + سوز + ی» (انوری و گیوی، 1376: 78)."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.