Skip to main content
فهرست مقالات

جامعه شناسی ادبیات صوفیه

نویسنده:

علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (22 صفحه - از 117 تا 138)

کلید واژه های ماشینی : صوفی ،صوفیه ،دفتر صوفی ،دین ،ادبیات ،سیاسی ،اجتماعی ،جامعۀ ،پیر ،ملوک ،ادبیات صوفیه ،انسان ،علم ،دنیا ،پادشاهان ،سلطان ،جامعه‌شناسی ،آدمیان ،عدل ،قدرت ،مردم ،ثروت ،جهان ،ملوک دنیا به‌نام خدا ،دفتر صوفیان پر ،حکمرانان ،مال‌اندوزی در دفتر صوفی ،اسلام ،ملوک دنیا و ملوک دین ،صوفی ملوک دنیا

دفتر صوفی، تنها «مشق عشق» نیست. در این دفتر تفسیر هستی «رنگی عاشقانه» دارد و جهان «تجلی» دوست است. عارف باید روح و روان را پاک نگاه دارد تا انوار الهی بر آن بتابد. دل «بیت رب» است و صاحب این دل همچون آینه، جانشین و خلیفه حق است. اما میراث صوفیه، تنها عشق است و دیگر هیچ، نیست. دفتر صوفیان پر است از موضوعات گوناگون سیاسی، اجتماعی، جامعه شناختی و تاملات روانشناختی. صوفی از آنجا که در متن اجتماع است و با اقشار مختلف مردم از هر صنف و گروه و دین و آیین سر و کار دارد، بسیاری از مسایل را می بیند و نسبت به آن حساسیت دارد. صوفی می داند «قدرت اهورایی» چه فجایعی می آفریند و ملوک دنیا به نام خدا چه جنایت ها آفریده اند. او اگر نتوانست طرحی نو دراندازد و ظلم ظالمان را کاهش دهد، حداقل «رقیبی» برای حکمرانان دنیاوی به نام «پیر» و «رند» آفرید، تا دو فرمانروا– شاه و پیر– در یک اقلیم حکومت کنند، اولی بر جسم و دومی بر جان. حرص، طمع و مال اندوزی در دفتر صوفی جایی ندارد و صوفی تمام آدمیان را از «جمع ثروت» و تنها به دنیا دل سپردن بر حذر می دارد. او افقی وسیع تر به نام خدمت و شفقت بر خلق، پیش روی آدمیان می گشاید و انسان را از «حیوانیت صرف» پرهیز می دهد. علم و معرفت گر چه در دل و ذهن صوفی جایگاهی بس شگرف و ارزشمند دارد، اما صوفی استفاده ابزاری از علم را می نکوهد و آدمیان را از آن بر حذر می دارد. علم باید انسان را از جهل و نادانی برهاند و زمینه عمل صالح در انسان و جامعه انسانی را فراهم آورد. اگر علم جز این راه، راهی دیگر بسپرد، باید گفت: «چو دزدی با چراغ آید، گزیده تر برد کالا». دفتر صوفی انباشته از تجربیات دین و دنیاست. با این حال، صوفی از این دفتر «چیزی جز دل اسپید همچون برف» نمی طلبد. اذبح النفس والا فلا تشتغل بترهات الصوفیه.

خلاصه ماشینی:

"پادشاهان با تملقها و چاپلوسیهای عوام و خواص خود را گم می‌کنند و در نهایت از جادۀ عدل و انصاف خارج می‌گردند: {Sتو مگو آن مدح را من کی خورم#از طمع می‌گوید او پی می‌برم# مادحت گر هجو گوید برملا#روزها سوزد دلت زان سوزها# گر چه دانی کو ز حرمان گفت آن#کآن طمع که داشت از تو شد زیان# آن اثر می‌ماندت در اندرون#در مدیح آن حالتت هست آزمون# آن اثر هم روزها باقی بود#مایۀ کبر و خداع جان شودS} (/16دفتر اول،ابیات 1857-1861) و بسیار خوب نتیجه می‌گیرد که: {Sاز وفور مدحها فرعون شد#کن ذلیل النفس هونا لا تسد# تا توانطی بنده شو سلطان مباش#زخمکش چون گوی شو چوگان مباش# ورنه چون لطفت نماند وین جمال#از تو آید آن حریفان را ملال# آن جماعت کت همی دادند ریو#چون ببینندت بگویندت که دیو# جمله گویندت چو بینندت بدر#مردۀ از گور خود بر کرد سرS} (/16دفتر اول،ابیات 1867-1872) نکتۀ دیگری که صوفیه در«عدالت‌پروری»امیران به آن نظر داشته‌اند،استفادۀ ابزاری از مرگ و جهان آخرت است. ]S} {Sتو روان کرده از بطر قرقر#کان فلان ملحد آن فلان کافر# در نگر خواجه در گریبانت#تا به جا مانده است ایمانت# غم خود خور ز دیگران مندیش#تو برۀ خویشتن بنه در پیشS} (/4ص 291 و 292) به هر حال،گردش صحیح«اطلاعات و علم»از دید صوفیه بایستی بر محور منافع جمع ساماندهی شود،و از همین جاست که آنان از موافقان اصلی«آزادی بیان» و مخالفت جدی«هر نوع تقلید و تعصب»هستند: {Sاین جهان همچون درخت است ای کرام#ما برو چون میوه‌های نیم خام# سخت گیرد خامها مر شاخ را#زانک در خامی نشاید کاخ را# چون بپخت و گشت شیرین لب گزان#سست گیرد شاخها را بعد از آن# چون از آن اقبال شیرین شد دهان#سد شد بر آدمی ملک جهان# سخت‌گیری و تعصب خامی است#تا جنینی کار خون آشامی استS} (/16دفتر سوم،ابیات 1292-1297) نتیجه به طور اجمال،این مقاله،دیدگاههای صوفیان نخستین-از آغاز تا پایان قرن هشتم-را در زمینۀ«اجتماعیات»مورد بررسی قرار داده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.