Skip to main content
فهرست مقالات

نقش فرهنگ در آموزش مدیریت (با تأکید بر مدل فرهنگی هافستد)

نویسنده:

(16 صفحه - از 5 تا 20)

کلید واژه های ماشینی : مدیران ،فرهنگ ،مدیریت ،آموزش ،آموزش مدیریت ،مدل فرهنگی هافستد ،استراتژی ،هافستد ،متغیرهای ،سازمان ،عدم قطعیت ،فرهنگ ملی ،مدل هافستد ،نگرش ،محتوای آموزش مدیریت بررسی ،فرهنگ در آموزش مدیریت ،مهارت ،محتوایی آموزش مدیریت ،مدل فرهنگی ،نگرش مدیران ،تأکید بر مدل فرهنگی ،تأثیر ،استراتژی نگرش فرهنگ ،قدرت ،نظام محتوایی آموزش مدیریت تأثیری ،تأکید ،افراد سازمان در اداره سازمان ،Mc Grow ،Greet Hofsted Mc Grow ،تأثیر دادن متغیرهای فرهنگی

امروزه دیگر جای تردید باقی نمانده که فرهنگ (که اینجا مراد فرهنگ ملی است) بر مدیریت مؤثر است. این تأثیر عمدتا شامل نگرش مدیران و تمام افراد سازمان در اداره سازمان است و بر همین اساس بر آموزش آن نیز مؤثر است. این تأثیر بویژه در محتوای آموزش نقش تعیین‌کننده‌تری دارد. این مقاله درنظر دارد تأثیر فرهنگ و چگونگی آن را بر محتوای آموزش مدیریت بررسی کند. بدین منظور ابتدا استراتژی نگرش فرهنگ در مورد آموزش مطرح، و سپس یک مدل فرهنگی (مدل هافستد) معرفی، و متغیرهای آن ارائه می‌شود و در آخر، مدلی براساس انتخاب هر یک از این استراتژیها در چگونگی تأثیر دادن متغیرهای فرهنگی بر مهارتهای مورد نیاز مدیران، که اساس محتوای آموزش است، ارائه می‌گردد.

خلاصه ماشینی:

"ب) ایجاد و تقویت فرهنگ مدیریتی مورد نیاز جامعه در اداره سازمان ما در این بخش به دنبال بررسی تأثیر فرهنگ بر آموزش مدیریت هستیم و به دلیل محدوده تحقیق، عمدتا بحث فرهنگ ملی (2) مورد توجه است؛ به عبارت دیگر می‌خواهیم بدانیم آیا متغیرهای فرهنگی کشور ما در نظام محتوایی آموزش مدیریت تأثیری خواهد داشت و در صورتی که جواب مثبت باشد این تأثیر چگونه خواهد بود؟ 2ـ استراتژی در بررسی فرهنگ به طور کلی دو نگرش در رویارویی با فرهنگ و مسائل مربوط به آن می‌تواند مدنظر باشد: الف) نگرش «سازگاری» به مفهوم همسویی و سازگاری مدیر با فرهنگ جامعه در مدیریت سازمان ب) نگرش «تحول» به مفهوم همسوبودن یا همسونبودن با فرهنگ جامعه در جهت فرهنگ مطلوب و مورد نظر «استراتژی سازگاری» ریشه در برخوردی سیستمی با مدیریت و سازمان دارد یا به عبارتی برانگیخته از «مدیریت نظامگرا» است که انطباق سازمان و محیط را از هر نظر و ازجمله ازنظر مدیریت و موقعیت آن مدنظر دارد. موارد مربوط به متغیرهای اصلی و موارد نتیجه گرفته شده فوق، دو موضوع را در مورد این نوع جوامع مطرح می‌کند که نویسنده نیز به آنها اشاره دارد: اول معلم محوری: در آموزش و فرایند این‌گونه جوامع معلم محوری حاکم است؛ یعنی هر کاری در کلاس با معلم و تنها توسط او می‌تواند شروع شود و فرایند آموزش هم تا حد زیادی با توجه به دید و نگرش معلمان شکل می‌گیرد و این بخصوص در دانشگاه‌ها که محتوای مطالب عمدتا توسط استادان ارائه می‌شود، صادق است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.