Skip to main content
فهرست مقالات

بررسی معنا و مفهوم عدالت با تأکید بر عدالت اجتماعی

نویسنده:

(20 صفحه - از 5 تا 24)

کلید واژه های ماشینی : عدالت اجتماعی ،بحث از عدالت اجتماعی ،افراط و تفریط ،عدالت توزیعی ،معنی لغوی ،تفریط ،افلاطون ،بشر ،بحث از عدالت ،استاد مطهری ،افراط ،مطهری ،توزیعی ،ارسطو ،لغوی ،تعریفی روشن از عدالت ،ظلم ،واژه عدالت ،اقسام عدالت ،عدالت تعاریف ،شهید مطهری ،استاد شهید مطهری ،لغوی عدالت ،رعایت حقوق افراد ،واژه عدل ،اقسام عدل ،حیات اجتماعی ،جنبه اجتماعی ،اصطلاحی عدالت ،عدل و عدالت

از واژه عدالت تعاریف متفاوتی صورت گرفته است. در بحث از عدالت اجتماعی نیز گام اول بیان زمینه‌ها و ارائه تعریفی روشن از عدالت و اقسام آن است. مسأله عدالت با حیات اجتماعی انسان بر روی کره زمین آغاز شده و همواره در زمره ارزشهای معنوی بشر، حقیقتی ثابت و تغییرناپذیر بوده است. در طول تاریخ اندیشه نیز متفکران به تبیین و تعریف آن پرداخته‌اند.

خلاصه ماشینی:

"لذا به برخی از آنها به اجمال اشاره می‌شود: 1/الف: فرهنگ فارسی معین: (2) در این فرهنگ معانی زیر برای کلمه عدل و عدالت آمده است: «عدل: 1ـ داد کردن، داد دادن 2ـ نهادن هر چیزی به جای خود 3ـ حد وسط میان افراط و تفریط 4ـ دادگری، انصاف، عدالت مقابل ظلم 5ـ داد 6ـ اندازه و حد اعتدال» و در ذیل کلمه عدالت آمده است: «عدالت:1ـ داد کردن، دادگر بودن، انصاف داشتن 2ـ دادگری، انصاف (عدالت) اجتماعی، عدالتی که همه افراد جامعه از آن برخوردار باشند. در اینجا با توجه به محدودیت مقاله، بررسی آرا و افکار همه فیلسوفان و متفکران برای ارائه تعریف و بیان اقسام عدالت، امکان ندارد، لذا به نظریه برخی از فیلسوفان مانند افلاطون، ارسطو، استاد شهید مطهری و امام خمینی(ره)، اشاره خواهد شد: 1/ب: نظر افلاطون: چنانکه می‌دانیم یکی از ویژگیهای نظام فکری افلاطون همه جانبه‌نگری (کلیت امور) است و بر همین اساس، وی عدل را نه از لحاظ فردی بلکه از جنبه اجتماعی آن می‌نگرد. (34) چنانکه مشاهده می‌شود این تقسیم‌بندیها مختلف است و بعضا نوعی از عدل در نوع دیگر تداخل دارد و همین مسأله ما را در دستیابی به مفهوم عدالت با مشکل روبه‌رو می‌کند زیرا به اعتبارات مختلف دایره «عدالت اجتماعی» کم و زیاد می‌شود و به نظر می‌رسد اگر مبنای تقسیم را واژه «اجتماعی»، و عدالت اجتماعی را مقسم بدانیم و بقیه اقسام را جنبه‌های مختلف آن قرار دهیم تا حد زیادی رفع ابهام می‌شود؛ چنانکه در فرهنگ معین ذیل کلمه اجتماعی آمده است: «منسوب به اجتماع، کاری که به اجتماع و به همگان بستگی داشته باشد، آنچه مربوط به گروهی باشد که با هم زندگی می‌کنند، مانند مؤسسات فرهنگی، بهداشتی، اقتصادی، سیاسی، تعاونی و..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.