Skip to main content
فهرست مقالات

بررسی دلالتهای نظریه ها و سبکهای مدیریت در بروز نوآوری

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (30 صفحه - از 85 تا 114)

کلیدواژه ها :

سبک مدیریت ،نوآوری ،تفکر راهبردی ،نظریة مدیریت ،‌ خلاقیت

کلید واژه های ماشینی : کارکنان، نوآوری، مدیران، سازمان، سازمان یادگیرنده، سبک مدیریت، مدیریت، نظریه، سبکهای مدیریت در بروز نوآوری، نظریة کلاسیک

این مقاله می‌کوشد با بهره‌گیری از نظریه‌ها و سبکهای گوناگون مدیریت، دلالتهای[1] آنان را در بروز نوآوری در سازمان بررسی کند. بدین‌منظور، ابتدا عوامل مثبت و منفی هر یک از نظریه‌ها، به ترتیب از نظریة کلاسیک تا نظریه‌های سیستمی، اقتضایی، سازمان یادگیرنده و آشوب، تجزیه و تحلیل می‌شود. سپس دلالتها ونقش و تأثیر هریک از این نظریه‌ها در تولید فکر و پرورش نبوغ کارکنان، به‌ویژه بروز خلاقیت و نوآوری در آنان به تفصیل بیان می‌گردد. بررسیها و مطالعات نشان می‌دهند که برای نوآوری در سازمان، تنها داشتن مدیر و کارکنان خلاق ونوآور کافی نیست. علاوه بر آن، ساختار، راهبرد، محیط، فناوری، اندازه و چرخة حیات سازمان و توان کنترل منابع انسانی آن و نیز فرهنگ و نگرش و سبک مدیریت باید مشوق نوآوری باشند و از آن حمایت کنند. دلالتها حاکی از این است که نقش و سهم نظریه‌های سیستمی و مشارکتی، به‌ویژه نظریة سازمان یادگیرنده و سبکهای مشارکتی و تفویضی، در بروز خلاقیت و نوآوری در افراد و کارکنان سازمان بیش از سایر نظریه‌ها و سبک‌هاست. همة مباحث مربوط به ماهیت و مفهوم «سازمان یادگیرنده» و سبکهای مشارکتی و تفویضی، کمک می‌کنند که افراد سازمان به فهم مشترکی از تفکر راهبردی دست یابند و در تجربه و دانش یک دیگر سهیم شوند. هم چنین افراد و کارکنان سازمان را برمی‌انگیزند که برای بینش و عمل یکپارچه و منطقی گرد هم آیند و با هم‌فکری و هم‌اندیشی، زیرساخت‌های لازم را برای نوآوری و تغییر در سازمان فراهم کنند.

خلاصه ماشینی:

"دلالتها حاکی از این است که نقش و سهم نظریه‌های سیستمی و مشارکتی، به‌ویژه نظریة سازمان یادگیرنده و سبکهای مشارکتی و تفویضی، در بروز خلاقیت و نوآوری در افراد و کارکنان سازمان بیش از سایر نظریه‌ها و سبک‌هاست. برای مثال، سازمانی که ساختار ارگانیک دارد و از سبک مدیریت مشارکتی و نظریة سیستمی بهره می‌برد، نسبت به سازمان دارای ساختار مکانیکی و بوروکراتیک که سبک دستوری و نظریة کلاسیک در آن جاری است، تأکید بیشتری بر نوآوری و بهتر شدن کیفیت کالاها و خدمات و تناسب بیشتر آنها با نیازهای مصرف‌کننده و مشتری دارد [محمدزاده، 1379]. با توجه به آن‌چه در ارتباط با سبکهای مدیریت و رهبری گفته شد، اگر رهبر و مدیر سازمان نسبت به سبکهای مدیریت دانش کافی نداشته باشد و آنها را در موقعیت و وضعیت مناسب به کار نگیرد، نه تنها روحیة مشارکت و هم‌فکری کارکنان را کاهش می‌دهد، بلکه موجب آشفتگی سازمانی نیز می‌شود و راه هرگونه خلاقیت و نوآوری را سد می‌کند. افراد فی‌نفسه خلاق ونوآورند، ولی اگر در سازمانی کار بکنند که متأثر از نظریة کلاسیک و دارای ساختاری مکانیکی و سبک مدیریت دستوری باشد، فرایند نوآوری و خلاقیت در آنها با مشکل مواجه می‌شود و حتی ناتمام خواهد ماند. به این معنی که اگر مدیران و سبک و نگرش آنان در جهت حمایت از نوآوریها سوق داده شود و ساختار سازمانی، راهبرد‌ها و فناوری نیز در حمایت از نوآوران و نوآوریهای آموزشی بازآرایی شوند، نوآوری در کارکنان سازمان از جمله معلمان مدارس و محیطهای آموزشی افزایش خواهد یافت. Drucker, Press (1992): The Practice of Management ; New York: Harper and Brothers ."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.