Skip to main content
فهرست مقالات

مدیریت آموزش مبتنی بر استراتژیهای راهبردی سازمان

نویسنده:

کلیدواژه ها : استراتژی ،اثربخشی ،مدیریت آموزش

کلید واژه های ماشینی : کارکنان ،استراتژی ،آموزش ،استراتژیهای راهبردی سازمان ،سازمان ،مدیران ،مدیریت ،نظام آموزش کارکنان ،آموزش کارکنان و استراتژیهای سازمانی ،مدیریت آموزش ،نظام آموزش ،برنامه ،طراحی نظام استراتژیک آموزش کارکنان ،نظام آموزش با استراتژیهای راهبردی ،استراتژی سازمان ،نظام آموش ،مدیریت آموش ،استراتژیک ،تعامل نظام آموزش کارکنان ،مدیریت استراتژیک آموزش ،آموزش کارکنان و استراتژیهای راهبردی ،شیوه‌های بهبود عملکرد کیفی کارکنان ،تعریف ،فرایند ،استراتژیهای سازمانی ،عملکرد نظام آموزش کارکنان ،انطباق نظام آموزش کارکنان ،آموزش کارکنان با استراتژیهای سازمان ،نیازهای آموزشی نیروی کار حال ،مبنای

تعاریفی که از کلمه مدیریت وجود دارد نشان می‌دهد که ماهت وجودی آن از کنار هم قرار گرفتن و ترکیب شدن چندین عامل‌ بر مدار هدف یا هدافی مشخص شکل می‌گیرد.به این معنا و با رویکردی استراتژیک می‌توان مدیریت آموزش را بر مبنای ارتباط بین‌ ماموریت و استراتژی سازمان با نیازهای آموزشی نیروی کار حال و آینده تعریف نمود.این رویکرد به سزامان کمک می‌کند تا اطمینان یابد که آیا می‌تواند برنامه‌های کسب و کاز آتی خود را در قالب هدفهای مالی،تولیدی،ترکیب فرآورده‌ها،فن‌شناسیها و منابع مورد نیاز بخویب تعریف و به مرحله اجرا درآورد؟مبنای نظری این کار،تلفیق عملی نظام آموزش و فرایندهای آن با استراتژیها راهبردی سازمان است و بر این اساس اگرچه نظام آموزش باید قادر باشد ضمن پاسخگویی به سوالات کلیدی و بررسی شیوه‌های بهبود عملکرد کیفی کارکنان،با فرصتها و تهدیدات محیطی،هماهنگی مناسب پیدا و ماموریت خود را در شرایط مختلف،منطبق با راهبرد کلی سازمان ایفا نماید ولی باید پذیرفت که بدون انجام مدیریت مناسب که مبنای آن تفکر استراتژیک است‌ امکان برنامه‌ریزی و اجرای متعهدانه وجود نخواهد داشت و طبیعی است آن دسته از برنامه‌هایی که فاقد این مبنا باشند،از اثربخشی‌ لازم برخوردار نبوده و بالطبع تامین‌کننده اهداف سازمان نیز نخواهند بود.مولف در این مقاله بر آن است تا ضمن بررسی چگونه‌ تعامل نظام آموزش کارکنان و استراتژیهای سازمانی،به تشریح مدیریت آموزش و نقش آن در این فراند بپردازد.

خلاصه ماشینی:

"این رویکرد به سزامان کمک می‌کند تا اطمینان یابد که آیا می‌تواند برنامه‌های کسب و کاز آتی خود را در قالب هدفهای مالی،تولیدی،ترکیب فرآورده‌ها،فن‌شناسیها و منابع مورد نیاز بخویب تعریف و به مرحله اجرا درآورد؟مبنای نظری این کار،تلفیق عملی نظام آموزش و فرایندهای آن با استراتژیها راهبردی سازمان است و بر این اساس اگرچه نظام آموزش باید قادر باشد ضمن پاسخگویی به سوالات کلیدی و بررسی شیوه‌های بهبود عملکرد کیفی کارکنان،با فرصتها و تهدیدات محیطی،هماهنگی مناسب پیدا و ماموریت خود را در شرایط مختلف،منطبق با راهبرد کلی سازمان ایفا نماید ولی باید پذیرفت که بدون انجام مدیریت مناسب که مبنای آن تفکر استراتژیک است‌ امکان برنامه‌ریزی و اجرای متعهدانه وجود نخواهد داشت و طبیعی است آن دسته از برنامه‌هایی که فاقد این مبنا باشند،از اثربخشی‌ لازم برخوردار نبوده و بالطبع تامین‌کننده اهداف سازمان نیز نخواهند بود. این‌ باور به سازمان کمک می‌کند تا اطمینان یابد که آیا می‌تواند برنامه‌های آتی کسب و کار خود را در قالب هدفهای مالی،تولیدی، ترکیب فرآورده‌ها،فن‌شناسیها و منابع مورد نیاز بخوبی به اجرا در آورد؟مبنای نظری این کار،تلفیق نظام آموزش و فرایندهای آن با استراتژیهای راهبردی سازمان است و بر این اساس اگرچه‌ نظام آموزش باید قادر باشد ضمن پاسخگویی به سوالات کلیدی و بررسی شیوه‌های بهبود عملکرد کیفی کارکنان،با فرصتها و تهدیدات محیطی،هماهنگی مناسب پیدا و رسالت خود را در شرایط مختلف و منطبق با سیاست کلی سازمان ایفا نماید ولی باید پذیرفت که بدون انجام مدیریت مناسب آموزش که مبنای آن تفکر استراتژیک سازمان است امکان برنامه‌ریزی و اجرای متعهدانه‌ وجود نخواهد داشت و طبیعی است آن دسته از برنامه‌هایی که‌ منطبق با استراتژی‌ی نبوده و از یک سیستم مدیریتی قوی بهره‌ نمی‌برند،مطمئنا در زمینه‌های نیازسنجی،برنامه‌ریزی و ارزشیابی‌ فاقد اثربخشی لازم بوده و بالطبع تامین‌کننده اهداف سازمان نیز نخواهند بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.