Skip to main content
فهرست مقالات

خاطره یک دوره آموزشی

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : راننده ،اتومبیل ،فرودگاه ،مدیران ،انجمن مدیریت ایران ،هواپیما ،خواب ،سوار ،مجتمع کشت و صنعت فارس ،کلاس ،مرو ،راننده و اتومبیل مجتمع ،صبح ،مدرس انجمن مدیریت ایران ،ین قرن انجمن مدیریت ایران ،انجمن مدیریت ایران مدرس دانشگاه ،نور ،فکر ،احساس ،نگهبان گفتم آقا ،سوار اتومبیل ،وضعیت ،احساس کردم نگهبان ،هواپیما در فرودگاه ،احساس خطری بطرف اتومبیل ،اتومبیل راه ،آثار روشنایی صبح ،راهی جاده مخصوص کشت ،درب مجتمع ،نور اتومبیلی

خلاصه ماشینی:

"این هواپیما قرار بود ساعت 5 بعد از ظهر این فرودگاه‌ به مقصد شیراز پرواز نماید،و از آن جا برای برگزاری یک کلاس چند روزه که از سوی انجمن مدیریت ایران و برای استفاده کارکنان مجتمع‌ کشت و صنعت فارس در محل برگزار می‌شد،اعزام شوم. نمیدانم چه مدت گذشت که یکباره چشم گشوده آثار روشنایی صبح‌ و امید را یک بار دیگر با تمام وجود احساس کردم نگهبان ایستاده در اطاق‌ جای خود را به فرد دیگری داده و از محل دور شده بود. درست پس از گذشت چند دقیقه،عده‌ای سراسیمه و با عجله‌ وارد اطاق شده و یکی از آن‌ها که بعدا فهمیدم مدیر عامل است شروع به‌ عذخواهی و اظهار تاسف از وضعیت پیش آمده نموده و برایم توضیح‌ میداد که راننده پس از ناامید شدن از آمدن من فروگاه را ترک کرده است‌ ."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.