Skip to main content
فهرست مقالات

یادداشت مدیر مسؤول/ نیچه و ماجرای یک بازپرس قدیمی

نویسنده:

(2 صفحه - از 2 تا 3)

کلید واژه های ماشینی : کتابفروش، نیچه، کتاب، بازپرس قدیمی، کتابفروشی، حقوق، دادسرا، سرمقاله، شکایت، کتابهای حقوقی رونق پیدا

خلاصه ماشینی:

"" در اندیشه سخن نیچه بودم که صدای بلند کتابفروش را شنیدم که با طعنه خطاب به پیرمردی سپید موی و شکسته اندام می‌گفت:شما هر قیمتی می‌شنوید حیرت می‌کنید فقط این کتاب نیست،هر کتابی شما برمی‌دارید و قیمت را می‌پرسید و من می‌گویم شما تعجب‌ می‌کنید اصلا هر قیمتی بنظر شما گران است "پیرمرد لبخندی زد و گفت:دیشب عروس من ماهی خریده بود... " جالب بود که در میانه سخن پیرمرد،چند بار تلفن زنگ زد و کتابفروش مشغول گفتگو شد و پیرمرد بدون اینکه اعتنا کند که شنونده‌ ای دارد یا ندارد سخن می‌گفت من همچنان ناظر بودم و می‌خواستم ببینم در آخر کار پیرمرد چیزی می‌خرد یا نه؟دیدم که دوباره به‌ کتابها نگاهی کرد و کتاب کم‌حجمی برداشت و باز قیمت پرسید چند قدمی به جلو رفتم و نگاهی به کتاب افکندم ظاهرا عنوانش‌" دیدار با خویشتن‌"اثر احسان طبری بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.