Skip to main content
فهرست مقالات

به یاد دوست: جلال مکانیکی و قصه کبوتر مصطفی

(2 صفحه - از 82 تا 83)

کلید واژه های ماشینی : قصه کبوتر مصطفی، یاد دوست جلال میکانیکی، جلال میکانیکی و قصه، جلال مکانیکی و قصه، مهر، رنگ، بلیط، دختر، کبوتر مصطفی در مشهد، وکیل دادگستری

خلاصه ماشینی:

"دختر بزرگش‌"مریم‌"شانزده ساله بود که سفر بی‌بازگشت پدر را نظاره می‌ کرد و گفت: "من در طی این شانزده سال بهترین بابای دنیا را داشته‌ام و بابایم تا آخر عمر من همان بابای چهل ساله می‌ ماند" (به تصویر صفحه مراجعه شود) دختر دیگرش‌"نرگس‌"از"جلال‌"نقل می‌کرد که وقتی فروشنده‌ای رنگ نوک مدادی را برای مبلمان دفتر وکالت او پیشنهاد می‌کند،گفته است:"رنگ باید رنگ باشد مثل سبز،قرمز آبی... نوک مدادی که رنگ‌ نیست روح ندارد" خواستیم در این شماره به شرح باز گوییم که چگونه کوششهای‌"جلال‌"سبب شد که کانون‌ وکلای دادگستری مرکز صاحب خانه‌ای آبرومند در میدان آرژانتین تهران شود،یا چیزی از تحقیقات او نقل کنیم که نشانی از مراتب فضل او باشد. اما به توصیه دوست مشفقی بهتر آن دیدیم‌ که یادداشت خصوصی او را نقل کنیم تحت عنوان‌"به یاد کبوتر مصطفی‌"تا نمونه‌ای باشد از لطافت روح او و نشانی از مهر به پسرش‌"مصطفی‌" "مجله وکالت‌" امروز ساعت یک بعد از ظهر رفتیم فرودگاه‌ پروازهای ساها تا بلیط بگیریم و به مشهد برویم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.