Skip to main content
فهرست مقالات

معرفی کتاب: آدمهایی که غروب کرده اند در من: سطرهایی که تبرئه نمی شوند (مجموعه داستان)

(1 صفحه - از 82 تا 82)

کلید واژه های ماشینی : غروب، آدمهایی، کتاب، مجموعه داستان، داستان کوتاه، سطرهایی، میان شعله‌های آتش کتاب‌هایش، بوی خاکستر پدر، مادر، مرتضی حاتمی، بوی تار و پودهای خاکستر، شب‌های آدینه، آتش اتصال سیم‌های برق اتاق، دقایقی، آشنایی خوانندگان، کتاب حاضر، چاپ اول

خلاصه ماشینی: "(به تصویر صفحه مراجعه شود) آدمهایی که‌ غروب کرده‌اند در من‌ سطرهایی که تبرئه نمی‌شوند (مجموعه داستان) مرتضی حاتمی چاپ اول-2831 نشر ژنگ معرفی کتاب «مرتضی حاتمی»نویسنده جوانی است و ظاهرا از مردم کرمانشاه و قرار است رمانی از او منتشر شود و کتاب حاضر شاید بتواند مقدمه آشنایی خوانندگان با قلم نویسنده‌ای باشد که هنوز به سی‌ سالگی نرسیده است. نه داستان کوتاه چند صفحه‌ای مجموع یک کتاب نود صفحه‌ای را ساخته‌اند که‌ عبارتهای ذیل را از داستان«آدمهایی که غروب کرده‌اند در من»انتخاب کرده‌ایم و ذیلا آورده‌ایم: «شبی مثل امشب و شب‌های آدینه که بر سرمان می‌ریزد،پدر،پس از نوشتن یک داستان کوتاه، چشم‌هایش را روی هم گذاشت. آتش اتصال سیم‌های برق اتاق،پرده را بلعید و دقایقی بعد،بوی تار و پودهای خاکستر شده در آن هوای خفقان‌آور،او را به سرفه انداخت. سراسیمه و حیران به حیاط دیویدم و دیر شده بود. دقایقی بعد ناله‌های سیاه شده‌ی پدر،در میان شعله‌های آتش‌ کتاب‌هایش،در زیر سقف فرو ریخته،برای همیشه محو شد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.