Skip to main content
فهرست مقالات

تئاتر: غریبه: یک نمایشنامه کوتاه

مترجم:

(6 صفحه - از 96 تا 101)

کلید واژه های ماشینی : تئاتر، شکلات، استریندبرگ، کریسمس، فکر، امیلیا، هاه، ساکت، میز، گل لاله، هیچ‌وقت، حالا، تئاتر غریبه، خانم Y، دوستانش بیلیارد بازی، شکلات در مقام خانم، کار، خانم X، مثل شکلات، می‌خواست شوهر، میز راه، سد راه، نویسندگان محبوبت، زنها در مورد شوهر، از تئاتر، به خانه، می‌شود پاهایش، به دیدن، بعد پاهایش، نمی‌توانی راه

خلاصه ماشینی: "اون کریسمس را یادت هست که تو برای ملاقات خانواده‌ نامزدت به خارج از شهر رفته بودی؟تو چقدر از زندگی خانوادگی لذت بردی و واقعا می‌خواستی‌ برای همیشه تئاتر را ترک کنی!بله عزیزم،امیلیا،خانه بهترین چیز است-البته بعد از تئاتر-و برای‌ بچه‌ها-خب تو این چیزها را درک نمی‌کنی. و تعجبی هم ندارد که تو بخواهی من را از بین ببری‌ چون من سد راه تو بودم و می‌دانم که تو هیچ وقت نمی‌توانی آن قضیه را فراموش کنی اگرچه من‌ کاملا بی‌گناه بودم ولی تو هنوز فکر می‌کنی که من نقشه کشیدم تو را از تئاتر«استوار»بیرون بیارم. چون شوهر من تحمل دیدن تو را نداشت و همه چیز مثل یک لباس ناجور و بد دوخت غلط از آب در می‌آد و من هر کاری که می‌توانستم انجام دادم تا نظر او را نسبت به تو جلب‌ کنم اما موفق نشدم تا اینکه تو نامزد کردی. تو دست و پایت را گم کرده بودی ولی من در آن زمان متوجه نشدم حتی بعد هم‌ در مورد آن فکر نکردم و در واقع هیچ وقت تا حالا به این موضوع فکر نکرده بودم. تو چرا همیشه ساکتی؟ساکت‌ ساکت؟من فکر می‌کردم در سکوت تو رازی نهفته است اما حالا می‌فهمم که تو هیچ حرفی برای‌ گفتن نداری!چون هیچ وقت به هیچ چیز فکر نمی‌کنی!(بلند می‌شوی و دمپائی‌ها را برمی‌دارد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.