Skip to main content
فهرست مقالات

گفتگوی نخست: سنجش کیفیت مدیریت

مصاحبه شونده:

مترجم:

(6 صفحه - از 36 تا 41)

خلاصه ماشینی:

"پس حالا که دیدیم بعضی از زبان‌ها ترجمهء دقیقی‌ از کلمهء مدیریت (management) ندارند و بعضی‌ از نظام‌های اجتماعی-سیاسی اصولا آن را نفی می‌ کنند و یا در عمل ممنوعش کرده‌اند،پس این کلمه در اساس خود چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟آیا واژه‌ های مترادفی که فرهنگ نامه‌ها به ما عرضه می‌کنند می‌توانند تعریف قانع‌کننده‌ای از آن بدهند؟خوب، بیایید ببینیم چه مترادف‌هایی پیشنهاد می‌شود؟ «تصمیم گرفتن»،«عمل کردن»، «طرح ریزی»،«کنترل کردن»،«سازمان دادن»، «حکم کردن»،«تحقق بخشیدن به اهداف»،«هدایت‌ کردن»،«تشویق کردن»،«به انجام رساندن». آیا وظیفهء رهبر آن است که زیردستان خود را هدایت کند و یا دربارهء تصمیم خود با آنها به بحث‌ بنشیند؟حتی این کار هم می‌تواند نوعی اعمال نفوذ به حساب بیاید چون رهبر در واقع ناچار نیست به نیاز واقعی زیردستان خود توجه کند. کمی صبر کنید!چرا عامل اجرا را جدا می‌کنید؟ آیا اگر تصمیم ما خوب باشد طبیعتا اجرای خوبی‌ نخواهد داشت؟منظورم این است که اگر بدانیم؟ پس نتیجه می‌گیریم که برای مدیریت فقط کافی‌ است که تصمیم‌های عالی گرفت. پس به عقیدهء شما مدیریت خوب یعنی دموکراسی در تصمیم‌گیری و دیکتاتوری در اجرا؟ دقیقا!معنی این کار در زندگی شخصی آن است که برای یک تصمیم‌گیری‌ خوب باید فکر باز داشت. اما پرسش آن است که چه طور باید تصمیم‌های‌ خوب گرفت و چه طور باید با کارآیی آن‌ها را به انجام رساند؟چه طور می‌توان‌ کیفیت تصمیم‌ها را سنجید؟ما همیشه می‌توانیم پس از آنکه تصمیمی اجرا شد، آن را بررسی کنیم و بگوییم: «تصمیم خوبی بود»اما آیا چهنین تحلیلی پس از اجرا دیر نیست؟ این نکته می‌تواند موضوع خوبی برای گفت و گوی بعدی ما باشد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.