Skip to main content
فهرست مقالات

گزیده یادگیری در رویکرد شناختی

نویسنده:

علمی-ترویجی/ISC (4 صفحه - از 86 تا 89)

کلید واژه های ماشینی : مغز، یادگیری در رویکرد شناختی، پیوندگاه‌های عصبی، دانش، آموزش و پرورش، اطلاعات، کودکان، کارکردهای مغز، روان‌شناسی، شبکه‌های پیوندگاه‌های عصبی مغز

علوم شناختی به عنوان دانشی چند رشته ای مرکب از علم اعصاب، روان شناسی، زبان شناسی، هوش مصنوعی و فلسفه ذهن یکی از دانش های نو است که در چند دهه اخیر توانسته است رازهای نهفته بیشتری را درباره مغز و ذهن آدمی بگشاید. این دانش نو بر همه ابعاد حیات انسانی، هر آنچه با مغز و ذهن انسان سروکار دارد، تأثیرگذار است و طبعا یکی از مهم ترین زمینه هایی که بیشترین تأثیر را از یافته های آن خواهد پذیرفت آموزش و پرورش می باشد. روان شناسی شناختی به عنوان یکی از شاخه های فرعی علوم شناختی تلاش دارد کارکردهای مغز را بر اساس یافته های علوم شناختی تبیین کند و آموزش و پرورش شناختی بر آن است که رویکرد شناختی را در صحنه آموزش و پرورش تجربه نماید1. در این مقاله یکی از موضوعات مهم روان شناسی یعنی یادگیری بر اساس رویکردشناختی تبیین می گردد.

خلاصه ماشینی: "در بدو تولد،نوزاد از پیوندگاه‌های عصبی فراوانی برخوردار است به‌طوری که در فاصله دو ماهگی تا 10 ماهگی شبکه عصبی‌ پیچیده‌تری از یک فرد بزرگسال پیدا می‌کند4،ولی این شبکه‌های‌ عصبی اولیه به قو خود باقی نمی‌مانند،مگر آنکه به‌کار گرفته‌ شوند؛در غیر این صورت هرس و تنظیم می‌شوند و اغلب آنها از (1)-برای اطلاعات بیشتر به کتاب مقدمه‌ای بر آموزش و پرورش شناختی تألیف اشمن و کانوی‌ توجمه سید کمال خرازی از انتشارات پژوهشکده علوم شناختی،سال 1384،مراجعه نمایید. کودکانی که کاملا ناشنوا و یا نابینا هستند در ابتدای تولد همانند سایر نوزادان از پیوندگاه‌های عصبی انبوه برای رشد فعالیت‌های‌ مختلف مغزی خود برخوردارند،ولی در همان ماه‌های حساس‌ اولیه بخش‌هیی که مورد استفاده قرار نمی‌گیرند تبدیل به بخشی‌ می‌شوند که نوزاد از ابزار لازم برای تغذیه آن برخوردار است. در فرآیندهای وابسته به تجربه،شکل‌گیری‌ پیوندگاه‌های عصبی در میان افراد مختلف متفاوت است و بستگی‌ به این دارد که چنین تجربه‌ای برای آنها پیش آید یا نیاید و اینکه‌ چه زمانی اتفاق افتد. بهترین زمان یادگیری چیست؟ براساس یافته‌های علوم شناختی برای هر یادگیری دوره‌ حساسی همچون پنجره‌های فرصت وجود دارد که باید از آنها حداکثر استفاده را برای آموزش کودکان انجام داد. در عین حال باید براساس یافته‌های این دانش نو و رازهایی که‌ تا به حال از مغز و ذهن انسان گشوده است در صدد توسعه و اصلاح روش‌های جاری آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان و نیز بزرگسالان باشیم،به‌نحوی که بتوان با صرف حداقل انرژی‌ حداکثر بهره‌برداری را از این ارزانی خداوندبکنیم و تولیدات‌ ارزشمندتر و مهم‌تر را از مغز خود انتظار داشته باشیم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.