Skip to main content
فهرست مقالات

کلاس اولی

نویسنده:

مترجم:

(4 صفحه - از 27 تا 30)

خلاصه ماشینی:

"» با احتیاط پرسیدم:«نخواست ورزش کنه؟» لوری گفت:«نچ!چارلز به دوست خانم خیلی‌ بی‌احترامی کرد و اجازه نداشت ورزش کنه. پنجشنبهء هفتهء سوم،لوری با قیافهء عبوس گفت:«چارلز امروز پسر خوبی بود و خانم معلم به او یک سیب داد. او مداد رنگی‌ها را بین بچه‌ها پخش‌ کرد و بعد از آن کتاب‌ها را جمع کرد و خانم معلم گفت که‌ چارلز به او کمک کرده است. تقریبا یک هفته‌ چارلز دستیار معلم بود و هر روز وسایل را بین بچه‌ها پخش‌ و بعد جمع می‌کرد و کسی مجبور نبود بعد از مدرسه بماند. یک روز عصر به شوهرم گفتم:«جلسهء بعدی انجمن اولیا و مربیان هفتهء آینده است و من می‌خواهم مادر چارلز را ببینم. لوری سر میز ناهار با احتیاط پرسید:«می‌دونین امروز چارلز چی کار کرد؟ به یک دختر گفت که حرفی رو تکرار کنه و دختر هم به‌ حرفش گوش داد و خانم معلم دهانش را سه بار با آب‌ و صابون شست و چارلز بهش خندید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.