Skip to main content
فهرست مقالات

درخت سبز خاطره ها

نویسنده:

(3 صفحه - از 43 تا 45)

کلید واژه های ماشینی : آقا کلاغه، شاگردانم داستان آقا کلاغه، داستان آقا کلاغه، معلم، بزرگ‌ترهایش بیهوده داستان آقا کلاغه، تکلیف، مدیر، مدرسه، کلاس، افسانه

خلاصه ماشینی:

"زهرا در حالی که چشم‌هایش پر از اشک شده بود،با یقین‌ به این که داستان این آقا کلاغه حتما واقعیت دارد و آن روز بر حسب شانس و تصادف نزدیک پنجرهء کلاس ما ننشسته‌ است،در حالی که لب پایینی‌اش به شدت می‌لرزید،دستش‌ را بلند کرد و همان لحظه در کمال با مزگی رو به آقا کلاغهء مصمم کرد و گفت:«صبر کن!خودم می‌گویم!» بله،شاید از شانس بد زهرا،آن روز آقا کلاغه تصادفا و هم‌ زمان با سؤال من و دروغ گفتن او پیدا شده بود،ولی این اتفاق‌ تلخ برای من بسیار خجسته بود،البته نه به خاطر رو شدن‌ دروغ زهرا،که بیش‌تر به علت برداشت تازه‌ام از زندگی و این که‌ دنیای رؤیایی بچه‌ها را نباید به هیچ قیمتی غبارآلود ساخت. مدت یک ماه از سال تحصیلی تازه را همراه با کلاس‌ اولی‌های عزیزم سپری کرده بودم و در این مدت کم،هنگام‌ بررسی چگونگی انجام تکالیف شاگردان همیشه بهاری‌ام‌ متوجه شده بودم که یکی از آن‌ها به نام:«معصومه»در بیش‌تر مواقع حضورش در مدرسه،مداد و مداد پاک‌کن و دفترش را نمی‌آورد!از آن جا که من از همان اول زندگی معلمی‌ام همیشه‌ نسبت به مسال روحی و روانی شاگردانم حساس بودم، تصمیم گرفتم که به منظور ریشه‌یابی این مسئله دست به‌ اقدامی جدی بزنم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.