Skip to main content
فهرست مقالات

انسان کامل از دیدگاه روان شناسی و صدر المتألهین

نویسنده:

ISC (12 صفحه - از 78 تا 89)

کلید واژه های ماشینی : انسان، انسان کامل، روان‌شناسی، روان، انسان کامل از دیدگاه روان‌شناسی، مزلو، مکتب، عرفان، انسان‌شناسی، دیدگاه، ملاصدرا، نفس، کمال، شناخت، ذات، مکاتب روان‌شناسی، سراغ مکاتب روان‌شناسی و مکتب، جسم، عقل، شناخت انسان، مکاتب روان‌شناسی و مکتب فلسفی، مکتب روان، دیدگاه روان‌شناسی و صدر المتألهین، معرفت، انسان خواستار تحقق، علم، عقیده مزلو انسان خواستار تحقق، حقیقت، توصیف مزلو از حقیقت انسان، توصیف

: اگر چه انسان شناسی به شکل امروزی آن، از جمله دانش های نوظهور است و به اعتقاد برخی، مولود عصر اکتشافاتی است که انسان اجتماعات فاقد تمدن را، با عناوینی چون «وحشی»، «ابتدایی»، «قبیله ای»، «سنتی» و حتی «بی سواد» و... زمینه تحقیق انسان شناسی خود قرار داد، اما مراد از انسان شناسی در این مقال، تنها بخشی از یک اشتیاق ذاتی و درونی برای شناخت انسان است. در تمام فرهنگ ها و مکاتب فکری و فلسفی ردپایی از انسان کامل وجود دارد و شاید بتوان گفت به عدد انسان شناسان، نمونه هایی از انسان کامل معرفی شده است. این مقال به سراغ مکاتب روان شناسی و مکتب فلسفی ـ عرفانی صدرالمتألهین(رحمه الله)رفته و انسان مطلوب و کامل را از دیدگاه وی با آراء روان شناسان مقایسه و تحلیل می کند.

خلاصه ماشینی: "([1]) به تعبیر دیگر اگر چه انسان شناسی به شکل امروزی آن از جمله دانش های نوپا و نوظهور محسوب می گردد و بنابر برخی عقاید انسان شناسی مولود عصر اکتشافات است که در آن انسان اجتماعات دور مانده از صنعت جدید را زمینه تحقیق انسان شناسی خود قرار داد و با عناوینی چون اجتماع «وحشی» و «ابتدایی» و «قبیله ای» و «سنتی» و حتی «بی سواد» و جز آن ها به شناسایی انسان روی آورد([2])، اما در این مقال و منظر نه دیگر آن شیوه به کار گرفته می شود و نه آن حوزه و قلمرو محدود به حال خود باقی است و نه می توان گفت آن زمان آغاز انسان شناسی است، بلکه توجه به انسان سابقه ای بس دیرینه دارد و از مکاتب و مذاهب هند گرفته تا فلسفه یونان و روم و از تفکرات اندیشمندان قرون وسطاتا اندیشه های اصیل اسلام،از رنسانس تا عصرحاضر همواره شناسایی انسان و توجه به ابعاد وجودی آن مورد نظر بوده است. روان شناسی رفتارگرایی با توصیف وضعیت مکتب رفتارگرایی که بر پایه تفکرات پوزیتویستی و ماتریالیستی بنا نهاده شده([20]) و از مکتب کنش گرایی سخت متأثر گردیده([21])، کاملا مشخص می شود که این مکتب قابل مقایسه با مکتب ملاصدرا(رحمه الله)نیست؛ زیرا با نادیده گرفتن بعد روحی و روانی انسان ـ به شکل کامل ـ و حتی فراموش نمودن بیش ترین جنبه های جسمانی آدمی و محدود و منحصر ساختن مطالعه آدمی در رفتار عینی و مشهود و قابل اندازه گیری ـ محرک و پاسخ ـ و تفکر و هیجان،([22]) جایی برای مقایسه آن با افکار ملاصدرا(رحمه الله) باقی نمی گذارد و قابلیت ارائه یک الگوی انسانی را از خود سلب می سازد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.