Skip to main content
فهرست مقالات

به خاطر دو چشم معصوم

نویسنده:

(4 صفحه - از 52 تا 55)

کلید واژه های ماشینی : ملیحه، مادر، چشم معصوم، حرفه‌ای، پدر ملیحه، پدر ملیحه کار، نگاه، کودکان استثنایی، فکر، درس ملیحه با پدرش

خلاصه ماشینی:

"با گفتن این جمله، زن پدر ملیحه توی حرفم دوید و گفت:خانم شما از کجا خبر دارید؟شما چه می‌دونید؟به حرفهای مردم که نمی‌شه گوش داد. چرا این‌قدر نامفهوم حرف می‌زنی؟ نفس عمیقی کشیدم، بر اعصاب متزلزل خود مسلط شدو و گفتم:ببیندی حاجی!ملیحه استعدا برای درس خواندن داره، من پی برده‌ام که او می‌تونه یادبگیره و اگر تحت تعلیم مدارس استثنای قرار بگیره، حتما پیشرفت می‌کنه و... همه‌حرفهایم را برایش گفتم و از هر راهی وارد شدم تا بتوانم او را قانع کنم، اما حاج رحمت‌الله در آخر سری تکان داد و گفت: وسع من تا این حدود می‌رسه که بتونم این 9تا بچه را سیر کنم و به خانه بخت بفرستم. آهسته گفتم:حالا خود دانید، من حرفی ندارم که ملیحه پیشم بیاد و درس بخونه، اما این‌رو هم بگم که تعلیم او کار من نیست، ولی کسانی هستند که می‌تونند به او درس بدهند و او را به دنیای زیبایی وارد کنند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.