Skip to main content
فهرست مقالات

اندیشه تعاون و همکاری در مثنوی مولوی

نویسنده:

(5 صفحه - از 22 تا 26)

کلید واژه های ماشینی : مولوی ،هم‌کاری در مثنوی مولوی ،داستان ،خرس ،مگس ،باغ ،عیادت ،سبب ،حج ،اندیشه تعاون و هم‌کاری ،انسان ،باغبان ،موسی ،کعبه ،آب ،زمین ،خداوند ،مرد ،جسم ،حق ،عاشق ،طبایع ،همراهی ،جمع ،مولوی در بیان داستان ،جهان ،زندگی ،ذکر ،مگس خرس ،گرد

خلاصه ماشینی:

"کعبه هرچندی که خانه بر اوست‌ خلقت من نیز خانه سر اوست‌ تا بکرد آن کعبه را در وی نرفت‌ وندرین خانه بجز آن حی نرفت‌ چون مرا دیدی خدا را دیده‌ای گرد کعبه صدق بر گردیده‌ای‌ خدمت من طاعت و حمد خداست‌ تا نپنداری که حق از من جداست‌ چشم نیکو باز کن در من نگر تا ببینی نور حق اندر بشر مولوی در بیان داستان«عاشق و صدر جهان»محدوده و سعت همکاری بین‌ موجودات را از این هم فراتر می‌برد و اصول‌ پایداری جهان و موجودات را بر اساس‌ همکاری و همراهی می‌بیند و معتقد است که‌ هرکشش و جذبه‌ای که ما در این جهان از جانب موجودی می‌بینیم و یا در طبع و سرشت‌ خود احساس می‌کنیم برای پایداری و ادامه‌ زندگی و حیات است و به همین سبب،اگر عاشقی به دنبال معشوق است،این عشق و عاشقی بر روی کششها و جذبه‌های خدادادی‌ استوار شده و همین جذبه‌ها سبب می‌گردد که‌ موجوات به سوی همدیگر گرایش پیدا کنند. شب چنین با روز اندر اعتناق‌61 مختلف در صورت اما اتفاق‌ روز و شب ظاهر دو ضد و دشمنند لیک هردو یک حقیقت می‌کنند هریکی خواهان دگر را همچو خویش‌ از پی تکمیل فعل و کار خویش مولوی برای نتیجه‌گیری کامل از این‌ همکاری و زیانهایی که از تفرق ایجاد می‌شود به طبایع چهارگانه انسانی اشارت می‌کند و می‌گوید:این طبایع اگرچه در ظاهر ضد هم‌ هستند ولی خداوند آنها را بسوی مصالحت‌ سوق داده و همین سازش سبب سلامتی جسم‌ و تعادل انسان شده است و هرگاه این طبایع‌ بخواهند هرکدام راه جداگانه‌ای بروند و با یکدیگر تعاون نداشته باشند سبب تشنج و ضعف و بیماری جسم و در نهایت مرگ آن‌ می‌شوند و چون جسم ما متشکل از این طبایع‌ است هرکدام جسم را به سوی خود فرا می‌خواند ولی خداوند متعال برای هماهنگی‌ تن طبایع را قرین همدیگر قرار داده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.