Skip to main content
فهرست مقالات

آرمان انسانی و انسان آرمانی به روایت مثنوی معنوی مولانا جلال الدین

نویسنده:

(6 صفحه - از 46 تا 51)

کلید واژه های ماشینی : مولانا، مثنوی، آرمانی، انسان، انسان آرمانی به روایت مثنوی، عشق، آرمان انسانی و انسان، شعر، عاشق، مثنوی معنوی مولانا جلال‌الدین، روایت مثنوی معنوی مولانا، درد، گر، احسان، مرد، فروش، خدا، حق، قلم، دان، رنج، اندیشه، بنگاه، قضا، مثنوی مولانا، عملکرد، دانش، برنامه‌ریزی بازاریابی، عشق آمد قلم، انسان آرمانی مولانا

خلاصه ماشینی: "هرکرا جامه ز عشقی چاک شد او ز حرص و جمله عیبی پاک شد شادباش ای عشق خوش‌سودای ما ای طبیب جمله علتهای ما ای دوای نخوت و ناموس ما ای تو افلاطون و جالینوس ما جسم خاک از عشق بر افلاک شد کوه در رقص آمد و چالاک شد مکرر می‌گوییم که عشق آمدنی است نه‌ آموختنی،بر این سر کسی آگاهی نمی‌یابد، مگر گرفتارش می‌شود: (به تصویر صفحه مراجعه شود) پرسید یکی از عاشقی چیست، گفتاش،چو ما شوی بدانی زبان و قلم را نیز یاری آن نیست که به‌ وصفش پردازند،حق آن است که مولانا خود گفته است: چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت‌ چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت‌ چون قلم در وصف این حالت رسید هم قلم بشکست و هم کاغذ درید اما گفتن دارد تا باز از شوریده شمس الحق‌ بگوئیم که چه شورانگیز شوری را به پا می‌کند: عاشقی پیداست از زاری دل‌ نیست بیماری چو بیماری دل‌ علت عاشق ز علتها جداست‌ عشق،اسطرلاب اسرار خداست‌ هرچه گویم عشق را شرح و بیان‌ چون به عشق آیم خجل گردم از آن‌ گرچه تفسیر زبان روشنگر است‌ لیک عشق بی‌زبان،روشن‌تر است‌ عقل در شرحش چو خرد در گل بخفت‌ شرح عشقی و عاشقی هم عشق گفت آفرینش بپایه نظم و حکمت نهاده شده و به نیروی حق از عدم به ظهور رسیده است و در پی تطوری آگاهانه به کمال می‌رسد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.