Skip to main content
فهرست مقالات

قربانی

کلید واژه های ماشینی : جلیل، هواپیما، مادر، سرگذشتش، دختر، عکس، مادر جلیل به خواستگاری مینا، مهمانهای، نگاه، خوب

خلاصه ماشینی:

"محسن از مینا بزرگتر بود ولی در زندگی به‌ هر کاری که دست می‌زد خرابکاری می‌کرد و هرگز دنبالهء کاری را نمی‌گرفت. آرزوی پدر و مادر مینا همیشه این بود که پسر یکی‌ یکدانه‌شان را در ناز و نعمت ببینند که هرگز امکانش را نداشتند. با این وجود چیزی نگفت با خودش فکر کرد بهتر است با دوستان جلیل آشنا بشود. واقعا آیا این همان مردی بود که این همه از شخصیت و وقار او برای مینا و خانواده‌اش دم‌ زده بودند؟مرد چاقی که مینا را آورده بود، متوجهء سردرگمی او شد و باعجله او را به طرف‌ جلیل برد و با خنده گفت: -آقا جلیل بفرمایید!این هم خانم شما،دستتون‌ سپرده! و جلیل، تنها کاری که کرد این بود که با خشم و نفرت،در حالی که از اثر الکل گیج و منگ بود،بسوی او آمد و با مشت و لگد به جانش افتاد و فریاد زد که‌ او را نخواسته و هرگز نمی‌خواهد. فریاد زد و گفت که او یک همسر آمریکایی دارد و بچه‌ای که‌ آن مادر سنگدلش از وجودشان پاک بیخبر است‌ و نعره‌زنان گفت که دیگر جانش به لبش رسیده‌ و خسته شده است و دیگر هرگز خودش را پایبند خاله زنک بازیهای خانواده‌اش نمی‌کند... مینا بعدها برای‌ دوستان نزدیکش تعریف کرد که اگر در آن‌ لحظات توان حرکت داشت،حتما دست به‌ خودکشی می‌زد و خودش را سر به نیست‌ می‌کرد. جلیل،که حالا آرامتر شده بود،بالای سر او ایستاده بود و معلوم بود از کاری که کرده پشیمان است و قصد دارد که دل مینا را بدست بیاورد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.