Skip to main content
فهرست مقالات

هفت شماره بی هوشی

نویسنده:

(2 صفحه - از 32 تا 33)

خلاصه ماشینی:

"دامن عدس بود،باید برش می‌داشتم،قیمتش زیاد بود. »ماهی سیاه همه‌شسیاه بود و سفید،شکل عدس بود،توی صفحه‌یدستگاه-یعنی عدس شکل کتاب ماهی سیاه بود-اما پری دریایی یک لباس قرمز تنش بود کهتنگ چسبیده بود بهش. بی‌هوشی می‌دانید یعنی چی؟شما بی‌هوششدید؟ گفتم که،کاری نداشت. کاغذ را گذاشتم جلوی شوهرم و مادرش،که رفته بود دنبالش و آورده بودش خانه‌ی ما. مادرش گفت:«این دیگه چیه؟»شوهرم مشتشرا کوبید روی میز شیشه‌ای. مادرش بتادین را می‌ریخت روی زخم و می‌گفت: «انگار الکی‌یه!» شب عروسی وقتی سوار ماشین قرمزگل‌دار شدیم،هی بهش گفتم:«بیا برویم دورپارک فرح بچرخیم. روی میز کنار تخت،یک هدیه بود. اما یادم رفته بود. حرف‌های آقای دکتر را یادم رفته بود. به دکتر گفتم:«آخه معلوم نیست که!»گفت: «برای شما معلوم نیست. موهاش را بلند کرده بود و من براش با روبان‌های قرمز گرد،گرد،کوچولو،کوچولوبسته بودم. بی‌هوشی را یادم رفته بود. بی‌هوشی که می‌دانید یعنی چه؟بیهوشی را یادم رفته بود. این دامن قرمز چین‌داربه درد من نمی‌خورد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.