Skip to main content
فهرست مقالات

دوربین

نویسنده:

(2 صفحه - از 32 تا 33)

خلاصه ماشینی:

"چون من همین دیشب از وقتیخوابیدم تا وقتی بیدار شدم مدام همین یک خوابرا می‌دیدم،خواب عجیبی بود. راننده گفت:«دیگهسرویس نیست؟اون موقعی که ما کار می‌کردیم،سرویس بود. » مرد گفت:«چرا آقا سرویس هم هست،ولی بهدرد نمی‌خوره که!توی تاریکی می‌ره. » حساب کردم وقتی ترافیک از این فاصله شروع شود،یعنی تقریبا ده دقیقه تأخیر راننده گفت:«من رومی‌بینی،من رئیس شعبه‌ی یک آگاهی بودم. » مرد سرش را برگرداند طرف پنجره و گفت:«نه آقا مابا قتل و جنایت کاری نداریم. اون وقت می‌شد رفتمرخصی؟» خانمی که کنار من نشسته بود گفت:«آقا دو تاچک می‌زدین،می‌گفت دیگه،مگه نمی‌زدین؟» راننده سرش را تکان داد و گفت،«نه خانوم با زدن کهکشف قضیه نمی‌شد. گفت:«یعنیچی شده بود؟» زن کنار من پوزخند زد و آرام گفت:«لیلی زن بود یامرد؟» و من با لبخند جوابش را دادم. راننده گفت:«خلاصه همونشب تا صبح پسره رو استنطاق کردم و بعد هم یکمظنون دیگه رو."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.