Skip to main content
فهرست مقالات

شعر

شاعر:

(2 صفحه - از 38 تا 39)

خلاصه ماشینی:

"انگار همان سال اول کارش بود و آقای رضایی چه سر پر شوری داشت!گفته بود:«خانم‌ مهرابی می‌آیید با هم نقشه‌ی آبادی را بکشیم؟ می‌زنیمش تو دفتر. گاهی توی اداره می‌دیدش و رضایی می‌گفت که‌ معلم‌های جدید تعریف نقشه را می‌کنند و درخت‌ها سرحالند،درخت‌هایی که با هم کاشته بودند. رضایی خنده‌ای نرم بر صورتش‌ بود و مویش را روی به بالا شانه کرده بود و بلوز یقه سه‌ دگمه به تن داشت. بعدا که با هم بیش‌تر آشنا شدند آقای رضایی تعریف کرده بود که‌ زنش را در یک مهمانی دیده و به همان برخورد اول دل‌ از کف داده است. » حالا پری کجا بود؟بچه‌شان؟از همکارها شنیده بود که‌ آقای رضایی پسردار شده است و اسمش را گذاشته‌ است امید. «هرپنجشنبه‌ جمعه می‌آد سراغ خونه‌ش،خودش قد دو تا کارگر و بنا کار می‌کنه!» باز نگاه عکس کرد-شرمگین-کاش شاخه گلی، سبزه‌ای همراهش بود!صدای چرخ فرقان می‌آمد، صدای قارقار کلاغ."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.