Skip to main content
فهرست مقالات

گربه سرخ

مترجم:

کلید واژه های ماشینی : گربه، نان، گربه سرخ، مادر، کالباس، لنی، سیب‌زمینی، گربه قرمز، تکه نانی، ماهی، نگاه، پتر، کوچولو، نان بیات، تکه نانی در دست، پتر و لنی، تکه نانی از دستم، تکه‌ای از نان سفید، نان سفید امریکایی، نان‌ها طرف خانه، مادرم می‌گوید نان، فورا، لنی نان، لنی و پتر، تکه‌ای کالباس، گربه قرمزه، گچ سفید، روز سالاد ماهی، بچه کوچولو، کپه سنگ

خلاصه ماشینی: "غفلتا تکه نانی از دستم به زمین افتاد،با این که فورا برای برداشتن‌ آن خم شدم اما به یک چشم به هم زدن پنجه‌ سرخ رنگی از لابه‌لای گزنه‌ها بیرون آمد و نان‌ را قاپ زد. چقدر سفید بودند!نان‌ها را که باز کردم، کالباس لایشان بود،عجب کالباس گنده‌ای هم‌ بود!فوری با نان‌ها طرف خانه دویدم،وارد آشپزخانه که شدم،دو تا کوچولوها فورا چیزی‌ را زیر نیمکت قایم کردند اما دیگر دیده بودمش، همان گربه قرمز بود. فردا صبح ساعت‌ شش و نیم توی سبزی فروشی،ساعت هشت به‌ خانه برگشتم بچه‌ها سر میز صبحانه نشسته بودند و آن حیوان قرمز رنگ نیز وسط آن دو،روی‌ صندلی چمپاتمه زده و از نعلبکی لنی نان تلیت‌ شده می‌خورد. با هم بالا آمدیم، اما حال دیگر روی میز فقط یک ماهی بود،دقیق‌ تر بگویم فقط ماهی کوچک‌تر باقی مانده بود. مادر نگاه تندی به من کرد و پرسید:"کدوم حیونو؟" گفتم:"این گربه رو که نگه داشتیم‌" با خونسردی مشغول کار خود شدم،اما می‌دانستم‌ چه پیش خواهد آمد. تا این که یک‌ روز حسابی عصبانی شدم،او را گرفته،به طرف‌ خود کشیدم و گفتم:"خب،گوش‌هایت را باز کن ما دیگه هیچی واسه خوردن نداریم،نمی‌ تونی اینو بفهمی؟" جعبه خالی سیب‌زمینی و قوطی خالی نان را نشانش دادم و به او گفتم:"گم‌شو،مگه نمی‌بینی‌ که وضع ما چطوره؟" از شدت خشم گریه‌ام گرفت و مشتی روی‌ میز آشپزخانه کوبیدم. به‌ طرف رودخانه که می‌رفتم،به مردی برخورد کردم،از من پرسید که آیا گربه را می‌فروشم؟ با خوشحالی جواب دادم:"آره‌" اما او فقط خندید و راهش را ادامه داد و رفت."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.