Skip to main content
فهرست مقالات

راستی: داستان کوتاه (از مجموعه روشنی ها)

نویسنده:

خلاصه ماشینی:

"و بیشتر در رابطه با مناقصه کار می‌کنم شما اخیرا توی مناقصهء شرکت پیشرو شرکت کردید اینطور نیست؟ رضا کمی دستپاچه گفت:بله‌ بله خواهش می‌کنم. بعد آقای ترابی را تا داخل اتاق‌ مشایعت کرد و وقتی که از اتاق‌ بیرون آمد به سراغ خلیل که در قسمت انتهایی سالن پیش میزش‌ نشسته بود رفت و به او گفت:خلیل‌ پاشو بریم اطاق سید... آقای تابان اگر بحثهای ما به نتیجه رسید مطمئن‌ باشید منو بیشتر می‌شناسید یه‌ کانال ارتباطی خیلی خیلی مطمئن‌ رو به شما معرفی کنم خلیل‌ گفت:ببخشید شما توی خود شرکت پیشرو کار می‌کنید؟ترابی‌ گفت:من تا بحال تو هیچ شرکت‌ دولتی شاغل نبودم. ترابی دفترش را توی کیفش گذاشت‌ و نفس عمیقی کشید و گفت: من فکر می‌کنم همه حرفها رو زدم‌ ولی رک و پوست کنده‌اش اینه که‌ اگه شما طالب برنده شدن توی‌ مناقصه‌اید باید کمی سر کیسه رو شل کنید..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.