Skip to main content
فهرست مقالات

بررسی اندیشه رخنه پوش لاهوتی

نویسنده:

ISC (10 صفحه - از 81 تا 90)

کلیدواژه ها :

فرضیه ،خدای رخنه پوش ،رخنه های طبیعت ،توصیفگر

کلید واژه های ماشینی : بررسی اندیشه رخنه‌پوش لاهوتی، بررسی اندیشه ساعت‌ساز لاهوتی، لاهوتی تکمیل بررسی اندیشه ساعت‌ساز، تکمیل بررسی اندیشه ساعت‌ساز لاهوتی، بررسی اندیشه رخنه‌پوش لاهوتی تکمیل، خداوند، سیارات، گرانش، تکمیل نقد اندیشه ساعت‌ساز لاهوتی، فرضیه

اندیشه ساعت ساز لاهوتی یا خدای ساعت ساز، تصویری نادرست از خدا است که از دیرباز کم و بیش در ذهن بشر وجود داشته است و در دو سده اخیر، به دنبال نظریات جدید علمی، رواج یافته است. در پنجمین شماره همین نشریه، این اندیشه بررسی شد و نشان داده شد که استدلالی که به چنین نتیجه ای منجر شده، از نوع تمثیل و منطقا عقیم است و بنابراین، نتیجه ای که از آن گرفته شده است عقلا قابل قبول نیست. در ادامه و در تکمیل نقد اندیشه ساعت ساز لاهوتی، در این مقاله به بررسی اندیشه رخنه پوش لاهوتی پرداخته ایم. در این بررسی ابتدا رخنه پوش لاهوتی را تصویر کرده، سپس ویژگی های آن را برشمرده ایم و هر یک را نقد کرده ایم. در حقیقت، بررسی اندیشه رخنه پوش لاهوتی تکمیل بررسی اندیشه ساعت ساز لاهوتی است. از این رو، خوانندگان گرامی را پیش از مطالعه این مقاله به مطالعه «تحلیل و بررسی اندیشه ساعت ساز لاهوتی» ارجاع می دهیم.([1])

خلاصه ماشینی:

"نقد دقت در تصویر بالا نشان می دهد که خدای رخنه پوش دارای ویژگی های زیر است که هر یک با اشکالی مواجه است: 1) خدایی است که فقط فعالیتی بازدارنده و نقشی انفعالی دارد: خدای رخنه پوش نه هیچ یک از ذرات بنیادی و نیروهای تشکیل دهنده طبیعت را می آفریند; زیرا در آغاز خلقت آنها را آفریده است و به نظر دانشمندان پس از آن خود به خود موجودند و احتیاج به آفرینش و ایجاد مجدد ندارند، و نه هیچ یک از عناصر و مرکبات شیمیایی و یا سلول ها و اندام ها و اعضای جانداران را می آفریند; چراکه به رأی دانشمندان اینها همه حاصل ترکیب ذرات بنیادی و نیروهای فیزیکی از پیش موجودند نه اینکه موجوداتی باشند که خود از عدم به وجود آمده باشند تا محتاج آفرینش باشند، و نه هیچ یک از سیارات و کرات و امثال آنها را می آفریند، چه اینکه موجودات جدیدی نیستند تا آفرینش بخواهند، بلکه حاصل جمع و تفریق عناصر و مرکبات موجود در طبیعت اند. همان طور که می بینم، نیوتن بازگشت سیارات را از مسیر منحرف شده به مسیر اصلی معلول هیچ عاملی طبیعی نمی داند، بلکه آن را بی هیچ واسطه ای کار خداوند می داند و این دقیقا به معنای جانشین کردن خداست به جای برخی از عوامل طبیعی و قرار دادن اوست در عرض دیگر عوامل، که از دیدگاه فلسفی سخنی باطل است. برای توجیه آن، به سراغ عاملی ماوراءالطبیعی یعنی، به سراغ فعالیت خداوند رفت و، بر خلاف گردش سیارات در مسیرهای اصلی و نیز بر خلاف سایر پدیده های طبیعی که همه کار عوامل طبیعی هستند، این کار، یعنی تصحیح مستمر انحرافات پدید آمده در مسیر سیارات، را کار خود خداوند فرض کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.