Skip to main content
فهرست مقالات

شهر خوبان، گذری در آرمانشهر نظامی گنجوی

نویسنده:

(6 صفحه - از 22 تا 27)

کلید واژه های ماشینی : شهر، آرمانشهر نظامی گنجوی، آرمانی، شهر خوبان، اسکندر، فارابی، گذری در آرمانشهر نظامی، حکایت، مردم، انسان

خلاصه ماشینی:

"«چو آمد به دروازه شهر تنگ‌ ندیدش دری ز آهن و چوب و سنگ» در سایه این آسایش،کسب و کار رونق‌ داشت و کاسبان نیز قفل از حجره و دکان‌ برداشته بودند: «دکانها بسی یافت آراسته‌ در و قفل از جمله برخاسته» اسکندر و همرهان در این وادی حیرت، سرگردان بودند که ساکنان مردم‌دار و مهمان‌نواز شهر به پیشواز آمدند: «مقیمان آن شهر مردم‌نواز بسی خوان نعمت برآراستند نهادند و خود پیش برخاستند» اسکندر با شگفتی و ناباوری سبب‌ بهروزی و آسایش و آرامش شهر را پرس‌وجو می‌کند: «بپرسیدشان کاین چنین بی‌هراس‌ چرائید و خود را ندارید پاس‌ بدین ایمنی چون زیید از گزند که بر در ندارد کسی قفل و بند همان باغبان نیست در باغ کس‌ رمه نیز چوپان ندارد ز پس‌ شبانی نه و صد هزاران گله‌ گله کرده بر کوه و صحرا یله‌ چگونست و این ناحفاظی ز چیست؟ حفاظ شما را تولی به کیست؟» بزرگان شهر پاسخ می‌دهند که دین بر این‌ جامعه حاکم است و بر این پندار،هیچ‌یک از شهروندان شیفته قدرت نیستند و«راستی»پیشه‌ همگان و«درستی»کردار آنان است: «چنان دان حقیقت که ما این گروه‌ که هستیم ساکن در این شهر و کوه‌ گروهی ضعیفان دین‌پروریم‌ سر موئی از راستی نگذریم» آری،وقتی راستی حاکم شد،دروغ‌ رخت برمی‌بندد،«جاء الحق و زهق الباطل» زمانی که درستی و حق فرمان دهند،کژی و ناراستی رفتنی‌اند و بدینسان«النجاه‌ فی الصدق»81پدیدار می‌شود و مصداق‌ می‌یابد که: «در کجروی بر جهان بسته‌ایم‌ ز دنیا بدین راستی رسته‌ایم» و اگر«ناراستی»فرمان براند،رستگاری‌ بار سفر می‌بندد و ناپاکی جایگزین می‌شود چنانکه در حدیث آمده است: تمام ناپاکی‌ها در خانه‌ای گرد آمده و کلید آن دروغگویی و ناراستی است‌91."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.