Skip to main content
فهرست مقالات

آن روزها

شاعر:

(1 صفحه - از 40 تا 40)

کلید واژه های ماشینی : ره‌نمای کاروان خوشه خوشه، خاک تبدار وطن، مام، عشق، طاغوت زمان در بزمشان، ظلم، مدار پاس‌گاه عشق و جان، آن، موسم صبح بهار و روز، برورید عقده‌های خاک

خلاصه ماشینی:

"آن روزها روزگاری بود! روزگاری که نفیر ظلم و بیداد و ستم، دشنه شب را تمام، برورید عقده‌های خاک هر دم می‌فشرد، اهل طاغوت زمان در بزمشان، خون گلشن‌ها و سروستان مام پیر را؛ پای کوبان،دست افشان می‌مکید. روزگاری بود! روزگاری که عنان توسن وفق و مراد، در کف فرعونیان خوش‌تاب بود. آسمان بخت آن نامردمان؛ آبی و شفاف و پر نور چون رخ مهتاب بود! تیرگیها و سکوت و ظلم و جور، بر سرای زندگانی خانه داشت. مردمان در بند رنج و درد و زخم بی‌امان‌ روزگاری سخت و دهشت‌زای بود، روزگارانی که سردار سرافراز جهان؛ چون خلیل بت‌شکن در مدار پاس‌گاه عشق و جان نقش بی‌روح زمان را می‌شکست! روزگاری بود،آن ایام تعب، روزگارانی که آن مرد خدا، جنبش سبز و سپید و روشنی‌افروز را، موسم صبح بهار و روز را، در بهار روشن آن سوی شب، وحی آرا، مژده داد. روح خورشید از بلندای زمان. در ضمیر خاک تبدار وطن، بذر شور و عشق و بیداری نشاند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.