Skip to main content
فهرست مقالات

فضیلت جهان وطنی؛ دین در عصر جهانی شدن

نویسنده: ؛

مترجم: ؛ ؛ ؛

زمستان 1385 - شماره 8 (36 صفحه - از 205 تا 240)

کلید واژه های ماشینی : XE ،جهان‌وطنی ،جهانی شدن ،مدرن ،بنیادگرایی ،شرق‌شناسی ،مدرنیت ،مدرن شدن ،پارادوکس مونتی XE ،شرق‌شناسی XE ،بنیادگرایی XE ،جهان‌وطنی XE ،مدرنیت XE ،مونتی XE ،دین در عصر جهانی ،غیریت ،مونتی ،فضیلت جهان‌وطنی ،دین اسلام ،دینی ،سکولار ،نسبی‌گرایی XE ،غیریت XE ،ملی‌گرایی XE ،اسلام XE ،بنیادگرایی دینی ،پارادوکس نیچه XE ،پارادوکس مک‌لوهان XE ،فضیلت جهان‌وطنی XE ،زنان XE

مباحثات جامعه‌شناختی در مورد جهانیشدن XE "جهانیشدن" از جایگاه دین در عصر جهانی غفلت می‌کنند. این غفلت با توجه به نقش خلاق ادیان جهان در شکل دادن به فرایندهای مدرنشدن XE "مدرنشدن" و جهانیشدن دشواری‌آفرین است. این مقاله، جهانیشدن را مرحله‌ی خاصی از فرایند کلی مدرنیت XE "مدرنیت" می‌بیند و دین را بر مبنای چهار پارادوکس در نظر می‌گیرد. پارادوکس اول(پارادوکس نیچه XE "نیچه، فریدریش ویلهلم" )، گویای آن است که بر خلاف فهم متداول، بنیادگرایی XE "بنیادگرایی" شکلی از مدرنشدن است. با وجود اینکه ممکن است بنیادگرایی دینی واکنشی به التقاط XE "التقاط" [1] به وجود آمده توسط جهانیشدن باشد، اما واکنشی سنتی نیست. پارادوکس دوم(پارادوکس پارسنز XE "پارسنز، تالکت" )، چنین می‌گوید که مدرنشدن و جهانیشدن دین را به صورت فضای نهادی خاص و مجزا از جامعه می‌سازد و بدین ترتیب دین را به مشکل مدرنیت تبدیل می‌کند. بنیادگرایی تلاش می‌کند این الگو را معکوس نماید و دین بنیادگرا در جوامع حاشیه‌ای نظام جهانی، نسخه‌ی غربی دین مدرن شده را به چالش می‌کشد. پارادوکس سوم(پارادوکس مک‌لوهان XE "مک‌لوهان، مارشال" )، بر آن است که در دهکده‌ی جهانی XE "دهکدة جهانی" ارزش‌های دینی، نشانه‌ی غیر قابل قیاس بودن نظام‌های فرهنگی است، اما نسبی‌گرایی XE "نسبی‌گرایی" در عمل حفظ نمی‌شود و جهانیشدن به صورت پارادوکسیکال، نیاز به عمومیت‌‌یابی حقوق بشر XE "حقوق بشر" را افزایش می‌دهد. در حالی که ملی‌گرایی XE "ملی‌گرایی" به عنوان چهارچوبی برای فرهنگ‌ها با کوشش‌هایی برای بسط نظام‌های کلی گفتمان حقوق تعارض دارد، روشن نیست که خلق نظام‌های حقوق جایگزین(مانند اخلاقیات آیین کنفسیوس XE "آئین کنفسیوس" ) به سرعت شدنی باشد. پارادوکس آخر(پارادوکس مونتی XE "مونتی، میشل" [2]) به بررسی تناقض بین شرق‌شناسی XE "شرق‌شناسی" به عنوان نتیجه‌ی ضروری کشف غیریت XE "غیریت" ، و غیریت به عنوان تجربه‌ای لازم برای اومانیسم جهان‌وطنی XE "جهان‌وطنی" می‌پردازد. این مقاله با بحثی پیرامون امکان فضایل جهان‌وطنی در زمینه‌ی این پارادوکس‌های جهانیشدن و دین به پایان می‌رسد.

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.