Skip to main content
فهرست مقالات

ساعتهای دانشکده

نویسنده:

(2 صفحه - از 5 تا 6)

خود را در دانشکده ای یافتم تا حدودی سوت و کور و بی سر و صدا، آن را به حساب بی رمقی و زنده نبودن فرهنگ سازمانی حاکم بر دانشکده ننهادم،‌بلکه از دنج بودن محیط دانشکده مسرور شدم،‌دانشکده ای نسبتا بزرگ با ساختمان های متنوع به طرف ساختمان آموزش رفتمم ساعت کهنه بر دیورا نگاهم را ربود.

خلاصه ماشینی:

"گفتم:خیلی بدبینانه حرف می‌زنی!به ویژه که ماه مبارک رمضان است‌ و اگر غیبتی در میان باشد،سخنم را برید و گفت:اینها که در امانت به‌ این مهمی خیانت می‌کنند،اینهمه ظلم و تعدی در حق دانشجو می‌کنند و دانشجویان را وجه معامله‌ها و نردبان ترقی و کسب قدرت‌ کرده‌اند،گناه نمی‌کنند و من که تنها اعتراضم گتفن است باید از آن‌ بترسم؟ بررسی من خیلی از مسایل را برایم روشن کرد و تصمیم گرفتم تحصیل‌ در آن رشته را نه در دانشکده و برنامه‌های دانشگاهی،بلکه به صورت‌ شخصی و زیر نظر استادان دنبال کنم و تحصیل آکادمیک خود را در حوزهء ریاضیات ادامه دهم. بهتر که خواب بود نه بیداری‌ هر که بیدارست او در خواب‌تر هست بیداریش از خوابش بتر روز بعد خواب خود را با یک از بستگان که در همان دانشکده دانشجو است،در میان گذاشتم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.